WEBVTT

00:01.000 --> 00:06.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:06.460 --> 00:08.460
‫همگی برخیزید

00:11.780 --> 00:14.680
‫" 10 سال پیش "

00:12.460 --> 00:13.450
‫اعضای هیئت منصفه،

00:13.460 --> 00:15.450
‫به رأیی رسیدین
‫که همه شما روی اون توافق داشته باشید؟

00:15.460 --> 00:18.140
‫بله، جناب قاضی.

00:20.460 --> 00:22.490
‫در مورد اتهام قتل سیمون ادواردز،

00:22.500 --> 00:28.450
‫متهم، رابرت پارکر رو
‫گناهکار میدونین یا بیگناه؟

00:30.300 --> 00:36.450
‫♪  تختم رو مرتب میکنم ♪

00:36.460 --> 00:38.970
‫♪  خیلی آسونه... ♪

00:38.980 --> 00:40.450
‫کمک!

00:40.460 --> 00:42.460
‫گناهکاره، جناب قاضی.

00:44.140 --> 00:47.970
‫رابرت پارکر، شما
‫همسایتون رو به قتل رسوندی

00:47.980 --> 00:50.450
‫بعد از اینکه شیفته اش شده بودی.

00:50.460 --> 00:54.460
‫زندگی یه عکاس خبری بااستعداد رو
‫خیلی زود تموم کردی...

00:55.460 --> 00:57.980
‫...نامزدی دوست داشتنی و یک دختر.

01:00.460 --> 01:04.450
‫♪ اون شب؟ ♪

01:04.460 --> 01:07.460
‫با توجه به مدارکی که
‫به این دادگاه ارائه شده...

01:08.460 --> 01:12.820
‫...حکمی که تعیین میکنم
‫حداقل ۲۰ سال زندانه.

01:15.460 --> 01:18.650
‫نه! نه!

01:18.660 --> 01:20.490
‫- نظم رو رعایت کنین!
‫- کار من نبود!

01:20.500 --> 01:23.450
‫- نه!
‫- نظم رو رعایت کنین!

01:23.460 --> 01:25.450
‫اون هنوز زنده بود.

01:25.460 --> 01:26.450
‫داشت سعی میکرد یه چیزی بگه.

01:26.460 --> 01:28.450
‫دروغگو!

01:28.460 --> 01:30.460
‫- نظم رو رعایت کنین!
‫- اون هنوز زنده بود!

01:31.460 --> 01:33.460
‫یه چیزی گفت!

01:34.500 --> 01:40.500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:41.460 --> 01:42.450
‫بازرس.

01:42.460 --> 01:44.450
‫دکتر، وقت داری؟

01:44.460 --> 01:46.450
‫یه کم سر و صداست. کجایی؟

01:46.460 --> 01:48.810
‫توی یه محل تخریبم.
‫لازمه بیای اینجا.

01:48.820 --> 01:50.450
‫یه چیز خیلی... پیدا کردیم.

01:50.460 --> 01:53.450
‫- خیلی چی؟
‫- آدرس رو... آدرس رو برات میفرستم.

01:53.460 --> 01:55.460
‫هشدار میدم، این یکی عجیبه.

01:59.960 --> 02:05.460
‫[ وینتر ]

02:05.460 --> 02:08.450
‫♪ اون شب؟ ♪

02:08.460 --> 02:12.450
‫یه مرد ناشناس با لباس شبرنگه،
‫ولی هیچکس اینجا نمیشناسدش.

02:12.460 --> 02:15.490
‫اینجا کارگر موقت زیاده،
‫اپراتور دستگاه، کارگر ساختمونی.

02:15.500 --> 02:18.460
‫- میتونه هرکدومشون باشه.
‫- چی اینقدر عجیبش کرده؟

02:21.460 --> 02:22.460
‫- واو.
‫- هوم.

02:26.460 --> 02:28.460
‫انگار که صورتش آب شده.

02:29.460 --> 02:32.300
‫- هیچ اثر سوختگی نیست.
‫- پس چیه؟

02:33.460 --> 02:34.490
‫هیچ ایده ای ندارم.

02:34.500 --> 02:37.450
‫هوم. فکر میکردم
‫تو همه چی رو میدونی، دکتر.

02:37.460 --> 02:41.450
‫فقط... یه دقیقه بهم وقت بده.

02:41.460 --> 02:45.460
‫خب، مرد سفید پوست،
‫به نظرم توی دهه پنجاهشه.

02:47.460 --> 02:50.450
‫علت احتمالی مرگ،
‫شکستگی شدید جمجمه هست

02:50.460 --> 02:52.450
‫که با یه جسم سنگین ایجاد شده.

02:52.460 --> 02:56.450
‫- مثلاً چکش یا...؟
‫- بله، ممکنه.

02:56.460 --> 02:58.460
‫ولی خون خیلی کمی اینجاست،
‫که عجیبه.

02:59.460 --> 03:01.450
‫با توجه به دمای بدن...

03:03.460 --> 03:07.450
‫...کبودی پس از مرگ و سفتی بدن،

03:07.460 --> 03:10.460
‫میگم زمان مرگ بین...

03:11.500 --> 03:13.450
‫...۸ شب تا نیمه شب دیشب بوده.

03:13.460 --> 03:14.460
‫رئیس؟

03:51.460 --> 03:52.460
‫بازرس!

03:53.460 --> 03:54.450
‫میتونی تیمت رو مرخص کنی.

03:54.460 --> 03:57.130
‫مصاحبه با بقیه آدمهای اینجا
‫فایده ای نداره.

03:57.140 --> 03:57.700
‫چرا؟

03:57.730 --> 03:59.450
‫موقع کار ساختمونی
‫آسیبپذیرترین قسمت های بدن

03:59.460 --> 04:00.450
‫کدوما هستن؟

04:00.460 --> 04:04.460
‫سر، دست ها، پاها.

04:05.460 --> 04:08.290
‫حتی با کفش ایمنی هم
‫آسیب دیدن خیلی راحته،

04:08.300 --> 04:12.450
‫ولی پاهاش هیچ نشونه ای از
‫تحریک، آسیب یا قارچ نداره.

04:12.460 --> 04:13.810
‫روی دست هاش هم پینه نیست،

04:13.820 --> 04:16.450
‫و تا همین اواخر
‫حلقه ازدواج دستش بوده.

04:16.460 --> 04:19.130
‫موقع حمله خودش رو خیس کرده،

04:19.140 --> 04:21.450
‫ولی هیچ اثری از ادرار
‫روی زمین نیست.

04:21.460 --> 04:22.450
‫این چی بهمون میگه؟

04:22.460 --> 04:26.450
‫اینجا کشته نشده.
‫کارگر هم نیست.

04:26.460 --> 04:29.460
‫زنش تا الان باید
‫خیلی نگرانش شده باشه.

04:31.460 --> 04:34.460
‫- دیدی؟ فقط یه دقیقه لازم داشتم.
‫- هوم.

04:50.460 --> 04:53.460
‫سلام غریبه. من دکتر وینترم.

04:56.460 --> 04:58.460
‫ناخن هاش رو تا ته جویده.

04:59.460 --> 05:01.980
‫شخصیت مضطربی داشته.

05:10.820 --> 05:12.460
‫ستون فقراتت درست تراز نیست.

05:15.460 --> 05:16.980
‫پارگی دیسک.

05:18.460 --> 05:20.460
‫یا شاید یه تصادف.

05:25.460 --> 05:26.980
‫کف دست ها یه کم جای زخم داره.

05:29.820 --> 05:31.450
‫انگشت خم شده.

05:31.460 --> 05:34.300
‫انقباض دوپویترن. ( بیماری کف دست که باعث
‫خمیدگی دائمی انگشتان میشود )

05:38.460 --> 05:40.460
‫یه زمانی مشکل مشروب خوردن داشتی؟

05:42.460 --> 05:44.460
‫همگی میدونیم آخرش چی میشه، نه؟

05:47.460 --> 05:50.460
‫هیچکدوم اینا بهم نمیگه
‫چرا بهت حمله کردن...

05:52.500 --> 05:54.460
‫...یا چه بلایی سر صورتت اومده.

05:58.500 --> 06:00.460
‫ولی بهت قول میدم.

06:02.460 --> 06:03.460
‫میفهمم.

06:08.460 --> 06:12.130
‫گزارش کالبدشکافی
‫مرد سفیدپوست ناشناس

06:12.140 --> 06:15.450
‫با سن تقریبی
‫بین ۴۰ تا ۵۰ سال.

06:15.460 --> 06:18.450
‫جمیلا، میخوای برای دوستامون
‫معاینه بیرونی رو توضیح بدی؟

06:18.460 --> 06:22.450
‫حتماً. کبودی گسترده دور تنه.

06:22.460 --> 06:25.450
‫- از چی؟
‫- مشت یا لگد.

06:25.460 --> 06:28.130
‫با توجه به اینکه کبودی ها
‫اندازه های مختلف دارن،

06:28.140 --> 06:30.450
‫فکر میکنم شاید
‫چند مهاجم بوده باشن.

06:30.460 --> 06:33.450
‫هوم. و یه خالکوبی
‫روی بازوی راست بالا.

06:33.460 --> 06:36.450
‫ریور کین.
‫لوگوی یه گروه موسیقی فولکه.

06:36.460 --> 06:38.450
‫نمیشه گفت دقیقاً کِی و کجا زده شده،

06:38.460 --> 06:40.450
‫ولی شاید به شناسایی قربانی کمک کنه.

06:40.460 --> 06:44.450
‫با این اسکنر سه بعدی جدید
‫تونستیم جمجمه رو بازسازی کنیم.

06:44.460 --> 06:45.450
‫همونطور که میبینین،

06:45.460 --> 06:48.450
‫استخوان اسفنوئید
‫با یه جسم ناشناس خرد شده،

06:48.460 --> 06:50.490
‫و باعث خونریزی شدید
‫اطراف عضله گیجگاهی شده.

06:50.500 --> 06:52.450
‫این نشون دهنده چیه؟

06:52.460 --> 06:54.450
‫اینکه استخوان با یه برآمدگی خرد شده

06:54.460 --> 06:56.450
‫از یه جسم بزرگتر
‫که نوک تیزی داشته.

06:56.460 --> 06:59.450
‫آره، ولی آسیب های صورتش
‫و اینکه پوست اینطوری

06:59.460 --> 07:01.810
‫از جمجمه جدا شده، خیلی عجیبه.

07:01.820 --> 07:05.450
‫با این حال، تونستیم
‫صورتش رو کامل بازسازی کنیم.

07:05.460 --> 07:08.450
‫این اولین باره که از نرمافزار جدید
‫دکتر وینتر استفاده کردیم.

07:08.460 --> 07:10.450
‫ببخشید، چی؟ خودت اینو ساختی؟

07:10.460 --> 07:12.450
‫فقط نرم افزار موجود رو کمی تغییر دادم.

07:12.460 --> 07:15.450
‫اسکن صورت دقیق بود،
‫ولی پوست، خطوط صورت،

07:15.460 --> 07:17.450
‫کاسه چشم و همه چی
‫بعد از مرگ خیلی تغییر میکنه.

07:17.460 --> 07:20.450
‫این اون تغییرها رو اصلاح میکنه
‫و چهره رو به حالت زنده نزدیکتر میکنه.

07:20.460 --> 07:22.650
‫امیدوارم ثبت اختراعش کرده باشی.
‫میتونی ازش پولدار بشی.

07:22.660 --> 07:24.450
‫باورت بشه یا نه، بازرس،

07:24.460 --> 07:26.450
‫من واقعاً برای پول این کار رو نمیکنم.

07:26.460 --> 07:29.450
‫- خب، پوست دور صورتش.
‫- بله.

07:29.460 --> 07:33.450
‫بعیده بریده شده باشه.
‫اگه بریده بود لبه ها تمیزتر بودن.

07:33.460 --> 07:36.460
‫اگه دقیقتر نگاه کنی،
‫انگار پوست رو از جا کندن.

07:38.460 --> 07:40.450
‫- کندن؟
‫- آره، کندن.

07:40.460 --> 07:42.450
‫یه اسکن کامل از بدن انجام دادیم،

07:42.460 --> 07:45.450
‫و اون شکستگی های
‫خیلی قدیمیتری رو نشون داد.

07:45.460 --> 07:48.130
‫آره، شاید بیشتر از 10 سال پیش باشن،

07:48.140 --> 07:51.450
‫و احتمالاً چند ماه رو
‫توی بیمارستان دوره نقاهت گذرونده.

07:51.460 --> 07:53.450
‫مرسی، جمیلا.

07:53.460 --> 07:56.450
‫خب، حالا قسمت باحال ماجرا.

07:56.460 --> 07:59.820
‫من میرم... آخرین وضعیت
‫گمشده ها رو چک کنم.

08:05.460 --> 08:09.450
‫خب، جواب آزمایش سم شناسی منفی بود.

08:09.460 --> 08:13.450
‫نه مواد، نه الکل.
‫طرف تقریباً اصلاً مشروب نمیخورده.

08:13.460 --> 08:15.450
‫یه سری رد مواد شیمیایی
‫روی دست ها و بازوهاش هست.

08:15.460 --> 08:18.450
‫اسید سیتریک،
‫کوکو بتائین و گلیسیرین.

08:18.460 --> 08:20.450
‫اینا فقط مواد ژل حموم نیستن؟

08:20.460 --> 08:23.450
‫نه، چون پرمنگنات پتاسیم هم پیدا کردم.

08:23.460 --> 08:25.450
‫چرا باید دستهاش رو
‫با دهانشویه تمیز کرده باشه؟

08:25.460 --> 08:28.450
‫نمیدونم. عجیبه.

08:28.460 --> 08:29.450
‫بیشتر بررسیش کن.

08:29.460 --> 08:33.450
‫بازرس. این عکس فرد گمشده رو ببین.

08:33.460 --> 08:35.450
‫فکر کنم همونه.

08:35.460 --> 08:36.490
‫بذار ببینم.

08:36.500 --> 08:39.970
‫جوزف دلاوی،
‫مسئول موزه و تاریخدانه.

08:39.980 --> 08:41.450
‫دیشب خونه برنگشته.

08:41.460 --> 08:43.450
‫زنش گفته
‫اصلاً شبیه رفتار همیشگیش نیست.

08:43.460 --> 08:46.450
‫- بچه؟
‫- 2 تا پسر، 11 و 9 ساله.

08:57.460 --> 08:58.460
‫جوزف...

09:00.460 --> 09:02.460
‫...متأسفم که
‫توی همچین شرایطی میبینمت.

09:13.460 --> 09:14.460
‫نه!

09:25.820 --> 09:29.450
‫و اخیراً مشکل خاصی داشته؟

09:29.460 --> 09:30.810
‫مثلاً مشکلی سر کار؟

09:30.820 --> 09:33.450
‫مسئول موزه بود.

09:33.460 --> 09:35.460
‫چه مشکلی میتونست داشته باشه؟

09:37.460 --> 09:38.460
‫یه سری شواهد هست که...

09:40.460 --> 09:42.450
‫...دست و قفسه سینه اش
‫قبلاً شکسته بوده،

09:42.460 --> 09:44.490
‫احتمالاً قبل از اینکه شما رو بشناسه.

09:44.500 --> 09:48.290
‫- چیزی دربارش میدونستین؟
‫- نه.

09:48.300 --> 09:51.450
‫هیچوقت از تصادف
‫یا کتک کاری چیزی نگفت

09:51.460 --> 09:53.490
‫یا اینکه مدت زیادی بیمارستان بوده؟

09:53.500 --> 09:55.820
‫مامان، برگشتیم.

09:57.140 --> 09:59.450
‫اوه، خدا. نمیتونم.

09:59.460 --> 10:02.460
‫نمیتونم. نمیتونم. نمیتونم...

10:04.460 --> 10:06.460
‫فقط یادشون بنداز
‫پدرشون چقدر دوستشون داشت.

10:07.460 --> 10:10.290
‫و بهشون بگو پلیس
‫میفهمه کی این بلا رو سرش آورده.

10:21.460 --> 10:24.450
‫همسایه ها همشون میگن
‫آدم خیلی خوبی بوده، خیلی اجتماعی،

10:24.460 --> 10:26.130
‫ولی همه از این خبر
‫شدیداً شوکه شدن.

10:26.140 --> 10:27.450
‫دقیقاً همون چیزیه که زنش میگه.

10:27.460 --> 10:29.460
‫چطور بود؟

10:30.460 --> 10:32.450
‫شوهر و پدری دوستداشتنی.

10:32.460 --> 10:35.810
‫خب چرا کتکش زدن،
‫کشتنش و بعد انداختنش

10:35.820 --> 10:37.450
‫توی یه کارگاه ساختمونی
‫ده مایل دورتر از خونش؟

10:37.460 --> 10:40.000
‫برنامه ریزی شده بود.
‫از قبل تصمیمش رو گرفته بودن.

10:40.030 --> 10:41.450
‫زنش از شکستگی ها خبر داشت؟

10:41.460 --> 10:43.450
‫نه، همینش عجیبه

10:43.460 --> 10:45.450
‫چند سال قبل از آشنایی با زنش
‫نصف استخونهای بدنش شکسته،

10:45.460 --> 10:47.450
‫ولی هیچوقت بهش چیزی نگفته.

10:47.460 --> 10:50.450
‫اگه چند ماه بیمارستان بودی،
‫به زن جدیدت نمیگفتی؟

10:50.460 --> 10:52.450
‫از من نپرس. من ازدواج نکردم.

10:52.460 --> 10:55.140
‫- اونقدر احمق نیستم.
‫- کاملاً درکت میکنم.

10:56.140 --> 10:59.450
‫بفهم جوزف دلاوی
‫قبل از آشنایی با زنش کی بوده.

10:59.460 --> 11:00.500
‫چه رازهای دیگه ای رو قایم کرده؟

11:05.460 --> 11:09.460
‫خب جوزف، این دیگه چیه؟

11:11.460 --> 11:14.460
‫نتیجه داشتن
‫بافت پوستی خیلی حساسه؟

11:15.460 --> 11:16.820
‫نه.

11:18.460 --> 11:19.980
‫شاید آسیب؟

11:21.460 --> 11:22.460
‫از یه ماده خورنده؟

11:24.460 --> 11:25.660
‫اونم نه.

11:31.460 --> 11:33.460
‫هوم.

11:42.460 --> 11:44.140
‫سعی کردی بهم دروغ بگی.

11:47.460 --> 11:49.460
‫بدن همیشه
‫حقیقت رو بهم میگه.

12:02.300 --> 12:04.450
‫- بازسازی چهره.
‫- رئیس.

12:04.460 --> 12:06.450
‫ادی.

12:06.460 --> 12:08.450
‫گزارشم درباره خودکشی
‫رزمری لاکهارت.

12:08.460 --> 12:10.500
‫اون علامت مثلثی عجیب
‫روی شست رو یادت هست؟

12:14.500 --> 12:16.450
‫باید جسد رو
‫به خانواده تحویل بدیم.

12:16.460 --> 12:19.460
‫آره، باید بدیم. من...

12:20.460 --> 12:22.450
‫چند تا آزمایش دیگه انجام دادم.

12:22.460 --> 12:24.450
‫فکر میکنم کاملاً ممکنه
‫اون علامت رو

12:24.460 --> 12:26.460
‫خود قربانی روی بدنش ایجاد کرده باشه.

12:28.460 --> 12:30.450
‫ولی انعقاد خون روی اون علامت،

12:30.460 --> 12:32.450
‫- خیلی کمتر بود.
‫- میدونم.

12:32.460 --> 12:34.450
‫ببخشید. دوباره بررسی کردم.
‫فکر میکنم اشتباه میکنی.

12:34.460 --> 12:37.290
‫رئیس، سه بار اون آزمایش ها رو انجام دادم
‫که مطمئن بشم این ناهنجاری واقعیه،

12:37.300 --> 12:38.450
‫و هر سه بار دقیقاً...

12:38.460 --> 12:40.450
‫گزارش پلیس
‫هیچ نشونه ای از دخالت کسی نشون نداد.

12:40.460 --> 12:42.450
‫قربانی مشخصاً خودکشی کرده.

12:42.460 --> 12:45.450
‫سابقه خودآزاری داشته،
‫همونطور که روی بدن دیدیم.

12:45.460 --> 12:47.290
‫فکر نمیکنی ممکنه

12:47.300 --> 12:49.460
‫اون علامت فقط جدیدترین مورد
‫از کلی علامت قبلی بوده باشه؟

12:52.460 --> 12:54.460
‫ولی اگه بتونم ثابت کنم نبوده چی؟

12:56.960 --> 12:59.460
‫تیغ اوکام. (برای حل یک مسئله، نباید فرضیات پیچیده
‫و اضافیِ بی‌ دلیل بسازیم )

12:59.460 --> 13:01.460
‫ساده ترین نظریه
‫اغلب محتملترینه.

13:06.460 --> 13:07.970
‫بذار خانواده حداقل به یه جمع بندی برسن

13:07.980 --> 13:09.460
‫و جسد رو بهشون برگردونیم، باشه؟

13:11.460 --> 13:13.460
‫باشه. من...

13:14.660 --> 13:16.460
‫- ...مدارک رو آماده میکنم.
‫- مرسی، ادی.

13:34.460 --> 13:35.450
‫سلام.

13:35.460 --> 13:37.450
‫فکر کردم شاید بخوای
‫این رو از نزدیک ببینی.

13:37.460 --> 13:39.450
‫بگو.

13:39.460 --> 13:42.460
‫فهمیدم چرا وقتی دلاوی رو میزدن
‫پوست صورتش از هم باز شده.

13:44.460 --> 13:49.460
‫ضربه های پشت سر هم به جمجمه اش
‫باعث پارگی پوست شده، ولی چرا؟

13:50.460 --> 13:52.450
‫اینو ببین.

13:52.460 --> 13:54.450
‫درست قبل از اینکه
‫صورتش رو دوباره بخیه بزنم،

13:54.460 --> 13:56.490
‫این جای عملهای جراحی رو پیدا کردم.

13:56.500 --> 13:59.460
‫- یعنی چی؟
‫- یعنی جراحی پلاستیک.

14:00.460 --> 14:03.290
‫ما در واقع نمیدونیم
‫دلاوی قبلاً چه شکلی بوده،

14:03.300 --> 14:04.810
‫ولی قطعاً این شکلی نبوده.

14:04.820 --> 14:06.450
‫کل صورتش رو بازسازی کرده بوده

14:06.460 --> 14:07.810
‫قبل از اینکه با همسرش آشنا بشه.

14:07.820 --> 14:09.450
‫یعنی یه هویت
‫کاملاً متفاوت داشته.

14:09.460 --> 14:12.450
‫آره. هرچی ازش فرار میکرده
‫بالاخره پیداش کرده.

14:12.460 --> 14:13.460
‫مرسی.

14:16.460 --> 14:18.450
‫خب، حالا که من
‫قسمت سخت کار رو انجام دادم،

14:18.460 --> 14:19.650
‫تو فقط باید بفهمی قبلاً کی بوده.

14:19.660 --> 14:21.460
‫توپ تو زمین توئه.

14:22.460 --> 14:24.450
‫عکس العملت خوبه.

14:24.460 --> 14:26.450
‫تنها دختر
‫تیم کریکت مدرسه مون بودم.

14:26.460 --> 14:29.450
‫- کریکت؟ توپانداز بودی یا ضربه زن؟
‫- لگاسپینر.

14:29.460 --> 14:32.460
‫گوگلی هام خیلی خفنه.
‫بهتره مواظب خودت باشی.

14:33.460 --> 14:34.450
‫- هوم.
‫- یه وقت باید با هم بازی کنیم.

14:34.460 --> 14:36.660
‫ببخشید.

14:38.660 --> 14:40.450
‫- الو؟
‫- کجایی؟

14:40.460 --> 14:42.450
‫روبی حالش خوب نیست و من باید برم.

14:42.460 --> 14:45.450
‫اوه، خیلی... خیلی ببخشید.
‫بهش بگو... دارم میام.

14:45.460 --> 14:48.450
‫تو همیشه متأسفی.
‫ولی چیزی رو عوض نمیکنه، نه؟

14:48.460 --> 14:49.460
‫قطارم رو از دست میدم.

14:50.460 --> 14:52.810
‫خب یه مدت تنهاشون بذار و برو.

14:52.820 --> 14:55.450
‫تا من برگردم خونه زنده میمونن.

14:55.460 --> 14:56.460
‫باشه.

14:58.460 --> 14:59.460
‫خب، سفر خوبی داشته باشی.

15:13.660 --> 15:15.460
‫بامزه هست که برام
‫یه جور زیارتگاه درست کردی.

15:17.460 --> 15:18.450
‫زیارتگاه نیست.

15:18.460 --> 15:21.460
‫خیلی هم شبیه زیارتگاهه.

15:24.980 --> 15:26.460
‫چرا، ایتن؟

15:28.460 --> 15:30.460
‫به خاطر این.

15:31.460 --> 15:34.970
‫این مثلث... روی شست

15:34.980 --> 15:37.450
‫یه قربانی خودکشی بعد از مرگش حک شده بود.

15:37.460 --> 15:39.450
‫درست مثل همونی که روی من پیدا کردی.

15:39.460 --> 15:42.460
‫- داره دیوونم میکنه.
‫- خب معلومه عزیزم.

15:43.460 --> 15:44.180
‫میدونی، امروز کاری کردم

15:44.210 --> 15:45.490
‫که توی تمام دوران کاریم
‫هیچوقت نکرده بودم

15:45.500 --> 15:47.460
‫هیچوقت.

15:48.460 --> 15:51.450
‫گزارش رو دستکاری کردم
‫و دربارش به ادی دروغ گفتم.

15:51.460 --> 15:52.780
‫- چرا؟
‫- چون وقت لازم داشتم

15:52.800 --> 15:54.460
‫بفهمم کی این علامت رو گذاشته.

15:56.300 --> 15:58.450
‫ولی فکر کنم ادی فهمیده
‫که داشتم دروغ میگفتم.

15:58.460 --> 16:00.450
‫اگه اینقدر اذیتت میکنه،
‫به بازرس بل بگو.

16:00.460 --> 16:01.640
‫به زور بازرس بل رو میشناسم

16:01.670 --> 16:03.460
‫چه برسه به اینکه بدونم میتونم
‫بهش اعتماد کنم یا نه.

16:03.460 --> 16:06.460
‫به من هشدار داده بودن
‫دیگه هیچوقت نزدیک پرونده تو نشم.

16:10.460 --> 16:12.450
‫میدونی، توی دادگاهش،

16:12.460 --> 16:16.450
‫پارکر ادعا کرد که تو داشتی
‫سعی میکردی یه چیزی بگی.

16:16.460 --> 16:18.450
‫نه! نه!

16:18.460 --> 16:21.450
‫داشت سعی میکرد یه چیزی بگه.

16:21.460 --> 16:23.460
‫- نظم رو رعایت کنین!
‫- نه!

16:24.460 --> 16:26.460
‫چی بود، عشقم؟

16:27.460 --> 16:29.450
‫نمیدونم.

16:29.460 --> 16:31.460
‫من فقط یه ساخته ذهن خودتم.

16:33.460 --> 16:35.450
‫پس چرا اینقدر واقعی به نظر میای؟

16:35.460 --> 16:37.820
‫چون محشر بودم.

16:39.300 --> 16:41.450
‫و کیه که نخواد
‫منو اینطوری یادش بمونه؟

16:41.460 --> 16:43.450
‫تو بهترین بودی.

16:43.460 --> 16:44.460
‫آره، بودم.

16:47.980 --> 16:49.460
‫ولی حالا نوبت توئه، ایتن.

16:50.500 --> 16:52.450
‫میدونی باید چی کار کنی.

16:52.460 --> 16:55.460
‫نمیدونم مغزم برای
‫همه اینا آماده هست یا نه.

16:56.460 --> 16:58.460
‫یادت هست دفعه قبل
‫چه بلایی سرم اومد؟

17:00.460 --> 17:01.460
‫خب، واسه همینه که من اینجام...

17:02.460 --> 17:04.460
‫...که کمکت کنم.

17:06.460 --> 17:07.460
‫واقعاً؟

17:17.140 --> 17:19.450
‫مردی که ما به اسم جوزف دلاوی میشناسیم
‫یه گذشته داشته.

17:19.460 --> 17:22.450
‫برای حل قتلش،
‫باید گذشته اش رو بفهمیم.

17:22.460 --> 17:25.450
‫و برای این کار،
‫باید اسم واقعیش رو بدونیم.

17:25.460 --> 17:26.450
‫الیس؟

17:26.460 --> 17:29.450
‫نصف شب رو صرف بررسی
‫فهرست مردهای محلی کردم

17:29.460 --> 17:31.450
‫که ۱۵ سال پیش ناپدید شدن.

17:31.460 --> 17:36.450
‫الان ۴۶ تا مظنون دارم
‫و یه قهوه دیگه لازم دارم.

17:36.460 --> 17:39.450
‫پرونده های پزشکی رو درخواست کردم،
‫ولی خیلی طول میکشه.

17:39.460 --> 17:42.450
‫فکر کردیم تو میتونی کمک کنی
‫فهرست رو محدودتر کنیم

17:42.460 --> 17:43.450
‫با استفاده از ویژگی های جسمیش.

17:43.460 --> 17:46.450
‫- چی، مثل بازی حدس بزن کیه؟
‫- آها، همون بازی بچه ها. آره. تو برناردی؟

17:46.460 --> 17:48.450
‫من عمل جراحی رو بیشتر دوست داشتم. زِرت!

17:49.460 --> 17:51.450
‫ببخشید، این بازی نیست.
‫میشه جدی ادامه بدیم؟

17:51.460 --> 17:54.650
‫خب، قد قربانی ۱۸۱ سانتیمتر بوده.

17:54.660 --> 17:58.490
‫با فرض اینکه طی ۱۵ سال
‫تا دو سانت قد کم کرده باشه

17:58.500 --> 18:00.450
‫و دو درصد خطای اندازهگیری

18:00.460 --> 18:02.450
‫چون اطلاعات رو ثبت احوال جمع کرده،

18:02.460 --> 18:05.450
‫میتونیم مظنون های بالای
‫۱۸۵ سانت رو حذف کنیم.

18:05.460 --> 18:08.970
‫- عالیه.
‫- خب... باشه.

18:08.980 --> 18:11.970
‫الان ۳۰ مظنون برامون مونده.

18:11.980 --> 18:15.450
‫جوزف دلاوی موهای قهوه ای داشته
‫و هیچ اثری از رنگ

18:15.460 --> 18:17.810
‫یا تغییر رنگ نبوده،
‫ضمن اینکه پوست خیلی روشنی داشته.

18:17.820 --> 18:21.450
‫- اِ... ۲۱ نفر.
‫- خوبه.

18:21.460 --> 18:24.450
‫اوه، توی گزارش رادیولوژیش
‫دیسپلازی پیدا کردیم،

18:24.460 --> 18:26.450
‫دررفتگی مادرزادی لگن درجه یک.

18:26.460 --> 18:28.450
‫این مشکل بیشتر توی
‫بچه های اول خانواده دیده میشه.

18:28.460 --> 18:30.450
‫این خیلی غیرقطعی و شانسیه.

18:30.460 --> 18:31.450
‫شاید، ولی ارزش داره ببینیم

18:31.460 --> 18:34.450
‫میتونه ما رو به آدم درست
‫نزدیکتر کنه یا نه.

18:34.460 --> 18:37.450
‫یعنی میخوای هرکسی که
‫بچه بزرگ خانواده نبوده رو حذف کنم؟

18:37.460 --> 18:40.980
‫- دقیقاً.
‫- باشه. خب...

18:42.460 --> 18:45.450
‫- هوم، الان 8 نفر موندن.
‫- این عدد خیلی قابل مدیریتتره.

18:45.460 --> 18:48.450
‫بذار به بیمارستان ها زنگ بزنم
‫و پرونده پزشکیشون رو بخوام.

18:48.460 --> 18:50.460
‫یا میتونم همین الان بگم کیه.

18:53.300 --> 18:55.290
‫کاملاً شانسی، این پرونده رو
‫از ته دسته برداشتم،

18:55.300 --> 18:57.660
‫و فکر کنم این همون مرد مرموزمونه.

18:59.060 --> 19:02.250
‫- کالین گریوز.
‫- چی باعث شده اینقدر مطمئن باشی؟

19:02.260 --> 19:07.050
‫گزارش رادیولوژیش که
‫شکستگی های قدیمی گریوز رو نشون میده.

19:07.060 --> 19:11.050
‫اگه به آسیب های قفسه سینه اش نگاه کنی،
‫اینجا، اینجا و اینجا،

19:11.060 --> 19:13.050
‫عین همونه.

19:13.060 --> 19:16.570
‫- الیس، این تو رو یاد چی میندازه؟
‫- اِ... نمیدونم.

19:16.580 --> 19:19.050
‫- بند کیف؟
‫- کمربند ایمنیه.

19:19.060 --> 19:22.570
‫دقیقاً. کمربند ایمنی ای که
‫قفسه سینه اش رو خرد کرده.

19:22.580 --> 19:24.050
‫آسیب های دست هاش هم معمولاً مال کسیه

19:24.060 --> 19:26.050
‫که محکم فرمون رو گرفته بوده.

19:26.060 --> 19:29.050
‫آسیب های پایین تنه هم با
‫سندروم داشبورد جور درمیاد.

19:29.060 --> 19:31.050
‫همشون بر اثر
‫تصادف خودرو ایجاد شدن.

19:31.060 --> 19:33.060
‫یه تصادف خیلی سنگین.

19:35.260 --> 19:39.050
‫کالین گریوز سال ۲۰۰۹
‫از ووستر ناپدید شد. پیداش کردم.

19:39.060 --> 19:42.730
‫شش ماه بعد از اینکه ماشینش،
‫خلاف جهت توی m۵ میرفته،

19:42.740 --> 19:45.060
‫با یه اتوبوس مدرسه از بریکسهام تصادف کرد...

19:46.060 --> 19:48.060
‫...و 5 تا بچه کشته شدن.

19:49.060 --> 19:52.060
‫مدت کوتاهی بعد از اینکه
‫با وثیقه آزاد شد ناپدید شد.

19:53.060 --> 19:56.050
‫به خاطر اون ماجرا
‫سالها زندان میرفت.

19:56.060 --> 19:58.050
‫دلیل خوبی برای ناپدید شدنش بود، نه؟

19:58.060 --> 20:00.060
‫و انگیزه خوبی هم برای کشتنش.

20:02.060 --> 20:03.420
‫این قیافه خوشحالشه؟

20:16.060 --> 20:19.050
‫- این مرد شوهر من بوده؟
‫- این کالین گریوزه.

20:19.060 --> 20:22.060
‫پرونده دندان پزشکیش رو
‫تطبیق دادیم و تأیید شده.

20:25.900 --> 20:27.060
‫نمیفهمم.

20:28.060 --> 20:32.890
‫15 سال پیش، شوهرتون
‫در حالی که مست بوده به اتوبوس مدرسه زده،

20:32.900 --> 20:37.060
‫5 بچه رو کشته
‫و ۱۲ نفر رو به شدت زخمی کرده.

20:38.060 --> 20:41.410
‫بعد از اینکه توی بیمارستان خوب شده،
‫روی یه پل یه یادداشت گذاشته

20:41.420 --> 20:44.050
‫که توش عذرخواهی کرده
‫و بعدش دیگه هیچوقت دیده نشده.

20:44.060 --> 20:46.250
‫میفهمیم که هضم کردن این موضوع
‫میتونه خیلی سخت باشه،

20:46.260 --> 20:49.060
‫ولی حداقل الان یه سرنخ داریم.

20:50.060 --> 20:54.050
‫- میدونین ممکنه کار کی باشه؟
‫- نه، هنوز نه.

20:54.060 --> 20:57.060
‫ولی داریم پیگیری میکنیم
‫و در جریان میذاریمتون، باشه؟

20:59.060 --> 21:01.060
‫فقط یه تصادف بوده، درسته؟

21:03.060 --> 21:05.060
‫هممون اشتباه میکنیم.

21:07.060 --> 21:09.050
‫هر کاری کرده باشه،
‫حقش این نبود.

21:09.060 --> 21:10.060
‫آدم خوبی بود.

21:12.060 --> 21:15.050
‫خانم گریوز، این مرد رو
‫به عنوان شوهرتون کالین میشناسین؟

21:19.060 --> 21:21.060
‫خیلی فرق کرده...

21:22.420 --> 21:27.060
‫...ولی بازم یه جورایی...
‫عجیبه، ولی کاملاً قابل شناختنه.

21:30.060 --> 21:32.090
‫اون...

21:32.100 --> 21:36.060
‫البته، این عوض نشده.
‫عاشق اون گروه فولک مسخره بود.

21:37.100 --> 21:39.060
‫هیچ کنسرتی رو از دست نمیداد.

21:46.060 --> 21:52.060
‫۱۵ سال منتظر بودم
‫جسدت رو پیدا کنم.

21:53.260 --> 21:56.060
‫و تمام این مدت زنده بودی.

21:57.060 --> 22:00.060
‫حرومزاده.

22:08.060 --> 22:09.060
‫بشین.

22:10.420 --> 22:14.050
‫فقط باید یه آزمایش سریع دیانای بگیرم
‫تا همه چی قطعی بشه،

22:14.060 --> 22:15.060
‫اگه مشکلی نیست.
‫آره.

22:17.100 --> 22:19.060
‫دهنت رو باز کن.

22:21.060 --> 22:22.420
‫تموم شد.

22:27.060 --> 22:29.060
‫باید بفهمی
‫چرا مامان اینقدر ناراحته.

22:31.060 --> 22:33.060
‫زندگی خوبی داشتیم، میدونی؟

22:36.060 --> 22:38.050
‫بابات چه کاره بود؟

22:38.060 --> 22:42.060
‫اِ... استاد تاریخ قرون وسطی بود.

22:44.060 --> 22:48.100
‫گفت بابای خوبی بود،
‫ولی اون تصادف نابودش کرد.

22:50.060 --> 22:51.060
‫بعد از اینکه ناپدید شد...

22:54.060 --> 22:58.050
‫...خونمون، زندگیمون،
‫همه پولمون رو از دست دادیم.

22:58.060 --> 23:00.050
‫از اون موقع تا حالا داریم دست و پا میزنیم.

23:00.060 --> 23:02.900
‫راستش زندگی افتضاح بوده،
‫مامان هم کلی مشکل سلامتی پیدا کرده.

23:06.060 --> 23:08.090
‫لازم نیست همه اینا رو بدونی.
‫اشکالی نداره.

23:08.100 --> 23:12.060
‫هرچی تو دلت هست بگو.
‫هضم این قضیه خیلی سخته.

23:15.580 --> 23:17.060
‫همیشه امیدوار بودم دوباره ببینمش.

23:20.420 --> 23:22.060
‫فکر میکردم بابام برمیگرده.

23:26.060 --> 23:27.060
‫ولی هیچوقت برنگشت.

23:31.000 --> 23:38.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:42.740 --> 23:45.090
‫♪  میخوام یه مزه ای بچشم ♪

23:45.100 --> 23:48.090
‫♪  هیچوقت آسون نیست ♪

23:48.100 --> 23:50.050
‫♪  همینجوری میچرخم ♪

23:50.060 --> 23:53.250
‫♪  قسم میخورم هیچکس حرفم رو باور نمیکنه ♪

23:53.260 --> 23:56.050
‫♪  حتی... ♪

23:56.060 --> 23:57.050
‫کِی فهمیدی

23:57.060 --> 23:59.890
‫کالین گریوز با یه هویت جدید
‫زندگی میکرده؟

23:59.900 --> 24:02.060
‫دیروز که پلیس بهم زنگ زد.

24:03.060 --> 24:04.890
‫اینکه تونسته از زیرش در بره چندش آوره.

24:04.900 --> 24:06.050
‫حتماً خیلی عصبانی شدی.

24:06.060 --> 24:09.060
‫معلومه که شدم.
‫اون مرد پسرم رو کشت.

24:10.060 --> 24:12.050
‫کریم.

24:12.060 --> 24:15.050
‫- 11 سالش بود.
‫- خیلی متأسفم.

24:15.060 --> 24:17.740
‫هر روز به مارنی فکر میکنم،
‫به زنی که میتونست بشه...

24:19.060 --> 24:21.050
‫...اگه اون هیولا
‫اون روز مست نکرده بود.

24:21.060 --> 24:24.050
‫هنوز نپرسیدی، ولی نه،
‫من گریوز رو نکشتم.

24:24.060 --> 24:26.050
‫ولی دلم میخواست بکشمش.

24:26.060 --> 24:28.090
‫خونه بودم.

24:28.100 --> 24:30.050
‫معمولاً حدود ساعت شش
‫کارم تموم میشه،

24:30.060 --> 24:31.570
‫بعدش میرم خونه.

24:31.580 --> 24:33.050
‫وسط هفته شب ها هیچوقت بیرون نمیرم.

24:33.060 --> 24:36.050
‫کسی هست اینو تأیید کنه؟

24:36.060 --> 24:40.060
‫بعد از مرگ جیدا،
‫ازدواجمون از هم پاشید.

24:41.060 --> 24:42.050
‫از اون موقع تنهام.

24:42.060 --> 24:44.050
‫فکر میکنی کسی

24:44.060 --> 24:47.050
‫توی انجمن والدین بوده
‫که بتونه کشته باشتش؟

24:47.060 --> 24:48.890
‫هرکی رو میخوای انتخاب کن.

24:48.900 --> 24:50.730
‫هممون میخواستیم بکشیمش،

24:50.740 --> 24:54.060
‫ولی قاتل باید میدونسته
‫هنوز زنده هست، و هیچکس نمیدونست.

25:22.060 --> 25:23.060
‫اون چیه؟

25:24.060 --> 25:29.050
‫این یه نمونه احتمالی از سلاح قتله.

25:29.060 --> 25:31.050
‫شکستگی رو تحلیل کردم
‫و با پرینتر سه بعدی ساختمش.

25:31.060 --> 25:34.060
‫آره، میدونم چیز خاصی به نظر نمیاد.
‫هنوز کامل نشده.

25:35.260 --> 25:38.090
‫من... چند تا آزمایش شیمیایی
‫بیشتر انجام دادم،

25:38.100 --> 25:41.050
‫حدس بزن چی شد؟

25:41.060 --> 25:44.060
‫- اینجاست.
‫- کارت خوب بود.

25:58.060 --> 26:00.410
‫دکتر وینتر، چه کمکی ازم برمیاد؟

26:00.420 --> 26:02.890
‫اون پایین صدف ها رو امتحان کردی؟

26:02.900 --> 26:05.050
‫نه، مستقیم رفتم سراغ بستنی.

26:05.060 --> 26:08.050
‫- هوم. چه طعمی؟
‫- هوم. رام و کشمش. عالیه.

26:08.060 --> 26:12.050
‫- چی میخوای؟
‫- کار با والدین به کجا رسید؟

26:12.060 --> 26:15.050
‫خب، اِ... نه نفرشون
‫مدرک حضور خیلی محکمی دارن.

26:15.060 --> 26:17.050
‫هنوز با ۲۳ نفر دیگه
‫باید مصاحبه کنیم.

26:17.060 --> 26:19.060
‫توی فهرستت کسی هست
‫که استخر داشته باشه؟

26:21.060 --> 26:23.050
‫اِ، مطمئن نیستم،
‫ولی بعید میدونم.

26:23.060 --> 26:26.050
‫اون پرمنگناتی که فکر میکردیم
‫دهانشویه هست یادت هست؟

26:26.060 --> 26:29.090
‫معلوم شد جایگزین سازگار با محیط زیست
‫برای کلر هم هست.

26:29.100 --> 26:32.050
‫پس اگه کسی توی فهرست
‫استخر داشته باشه...

26:32.060 --> 26:33.050
‫آره، گرفتم. مرسی.

26:36.060 --> 26:37.060
‫قطع کرد.

26:40.060 --> 26:42.050
‫هیچکدوم از والدین
‫اونقدر پولدار نیستن

26:42.060 --> 26:43.050
‫که استخر شخصی داشته باشن.

26:43.060 --> 26:45.050
‫آره، ولی شاید کارمند شهرداری باشن.

26:45.060 --> 26:48.050
‫شاید توی یه مرکز تفریحی کار کنن. اِ...

26:48.060 --> 26:49.460
‫ولی استخرهای عمومی از مواد گرونِ

26:49.490 --> 26:50.890
‫سازگار با محیط زیست استفاده میکنن؟

26:50.900 --> 26:54.050
‫مگه معمولاً پر از کلر نیستن؟

26:54.060 --> 26:55.060
‫شاید. بذار فهرست رو ببینم.

27:00.060 --> 27:04.050
‫یکی از پدرهایی که صبح باهاش حرف زدم،
‫طراح فضای سبزه.

27:04.060 --> 27:05.060
‫بذار ببینیم.

27:09.060 --> 27:13.060
‫آها، آره، خب، قطعاً
‫چند تا مشتری پولدار داره.

27:14.060 --> 27:16.050
‫هوم. مدرک قطعی نیست،

27:16.060 --> 27:18.060
‫ولی شاید ارزش داشته باشه
‫یه کم بیشتر بررسیش کنیم.

27:22.740 --> 27:24.060
‫برایان پیکلز.

27:27.060 --> 27:29.050
‫منو کله سحر
‫از دوون کشوندین تا اینجا

27:29.060 --> 27:31.060
‫که درباره استخر حرف بزنین؟

27:33.060 --> 27:35.050
‫پنجشنبه شب بریستول بودی؟

27:35.060 --> 27:36.740
‫نه.

27:40.060 --> 27:42.050
‫این عکس ماشینتون توی بزرگراه

27:42.060 --> 27:43.730
‫درست بیرون بریستول هست،

27:43.740 --> 27:46.050
‫و این یکی هم چند ساعت بعد از قتل
‫نشونتون میده که داری

27:46.060 --> 27:47.410
‫به سمت دوون برمیگردی.

27:47.420 --> 27:49.220
‫داریم رفت و آمدتون رو
‫از طریق موبایلتون

27:49.250 --> 27:51.050
‫ردیابی میکنیم،
‫خب بالاخره میفهمیم.

27:51.060 --> 27:53.060
‫من نکشتمش.

27:54.060 --> 27:56.060
‫رئیس، یه لحظه میای؟

27:58.060 --> 28:01.050
‫سیگنالهای موبایل پیکلز رو
‫از دکل ها مثلث بندی کردیم

28:01.060 --> 28:04.570
‫و مسیر حرکتش رو
‫با دوربین های مداربسته تطبیق دادیم.

28:04.580 --> 28:06.050
‫باید اینو ببینی.

28:06.060 --> 28:08.050
‫آره، این یه زیرگذره
‫درست کنار همون کارگاه ساختمونی

28:08.060 --> 28:10.050
‫که جسد اونجا پیدا شد.

28:10.060 --> 28:12.060
‫اِ، همونجا نگه دار.

28:13.060 --> 28:17.060
‫اون جوزف دلاویه،
‫یا همون کالین گریوز.

28:18.060 --> 28:21.050
‫چند نفر دارن بهش حمله میکنن.

28:21.060 --> 28:26.050
‫و این یکی، به نظرمون،
‫برایان پیکلزِه.

28:26.060 --> 28:27.260
‫اون دو تای دیگه کین؟

28:45.060 --> 28:47.570
‫سه نفر از ما والدین
‫یه ایمیل گرفتیم.

28:47.580 --> 28:50.050
‫ناشناس بود،

28:50.060 --> 28:53.050
‫توش نوشته بود هنوز زنده هست
‫و با یه هویت جدید زندگی میکنه

28:53.060 --> 28:54.050
‫و کجا میتونیم پیداش کنیم.

28:54.060 --> 28:57.050
‫بعد شما تصمیم گرفتین قانون رو
‫خودتون اجرا کنین

28:57.060 --> 28:58.890
‫و مثل یه دار و دسته لینچ بکشینش؟

28:58.900 --> 29:01.570
‫آره، بهش حمله کردیم،
‫ولی نتونستیم تا آخرش بریم.

29:01.580 --> 29:03.060
‫چرا؟

29:04.060 --> 29:05.060
‫داشت هق هق میکرد.

29:07.060 --> 29:10.060
‫از زنش و بچه هاش حرف میزد و...

29:11.580 --> 29:13.060
‫...من دیگه نتونستم.

29:16.060 --> 29:19.060
‫بعد از اینکه کتکش زدیم،
‫بقیه رو متوقف کردم.

29:21.060 --> 29:22.100
‫و بعد رفتیم یه بار.

29:24.060 --> 29:26.050
‫همون موقعِ مرگش ما اونجا بودیم.

29:26.060 --> 29:27.060
‫میتونین از خودشون بپرسین.

29:31.900 --> 29:34.050
‫همه چی جور درمیاد،
‫اون ایمیل ناشناس واقعی بوده،

29:34.060 --> 29:36.890
‫و زمان مرگ هم این توی بار بوده.

29:36.900 --> 29:40.050
‫ما، اِ... همونطور که الیس میگه،
‫فیلم رو جلوتر بردیم،

29:40.060 --> 29:43.250
‫و این حدود ۴۰ دقیقه بعده.

29:43.260 --> 29:45.060
‫این مظنونته.

29:49.060 --> 29:50.050
‫اونم یکی دیگه از والدینه؟

29:50.060 --> 29:53.050
‫نمیدونم، ولی شرط میبندم
‫همونیه که اون ایمیل رو فرستاده،

29:53.060 --> 29:56.060
‫برگشته کار رو تموم کنه
‫وقتی بقیه نکردن.

30:17.060 --> 30:19.060
‫بیا تو.

30:20.060 --> 30:23.060
‫- یه بسته برات اومده.
‫- اوه، مرسی.

30:42.100 --> 30:45.050
‫این دیگه چه کوفتیه؟

30:45.060 --> 30:47.050
‫خب، به نظرت چیه؟

30:47.060 --> 30:49.050
‫اگه این یه تیکه بچگانه هست، باید بگم،

30:49.060 --> 30:52.050
‫اگه واقعاً همچین شکلیه،
‫بهتره بری دکتر.

30:52.060 --> 30:55.050
‫فقط یه نمونه سه بعدی از سلاح قتله.

30:55.060 --> 30:57.050
‫یه چیزی که اونقدر محکم باشه
‫که جمجمه رو بشکنه.

30:57.060 --> 31:02.890
‫آره، یا بخش کوچیکتری از یه جسم بزرگتر
‫و سنگینتر، احتمالاً فلزی.

31:02.900 --> 31:05.060
‫شبیه نوک لنگره.

31:06.420 --> 31:09.050
‫چرا خودم بهش فکر نکردم؟

31:09.060 --> 31:11.050
‫خب، حداقل الان
‫یه چیزی برای پیگیری داریم،

31:11.060 --> 31:14.050
‫پس، اِ... مرسی.

31:14.060 --> 31:16.050
‫هنوز قاتل رو شناسایی نکردین؟

31:16.060 --> 31:18.050
‫هنوز نه، ولی با توجه به سابقه قربانی،

31:18.060 --> 31:21.050
‫کمبود مظنون نداریم.

31:21.060 --> 31:23.570
‫ولی چطور هویت جدید گریوز رو پیدا کردن؟

31:23.580 --> 31:26.050
‫- این چیزیه که میخوام بدونم.
‫- هیچ ایده ای ندارم.

31:26.060 --> 31:29.060
‫اینکه اصلاً قاتل تونسته پیداش کنه
‫خودش معجزه هست.

31:30.060 --> 31:32.050
‫هوم.

31:32.060 --> 31:34.050
‫فکر کنم تحلیلت از این پرونده
‫دیگه تموم شده.

31:34.060 --> 31:35.050
‫فکر کنم آره.

31:35.060 --> 31:38.060
‫- باشه. خب، موفق باشی.
‫- مرسی.

31:40.060 --> 31:43.060
‫ایتن، بجنب. شروع شده.

31:45.060 --> 31:47.890
‫هرچقدر هم این فیلم مسخره رو ببینی
‫بازم زیاد نیست.

31:47.900 --> 31:49.050
‫زود برو زیر پل!

31:49.060 --> 31:49.990
‫خوبه، چون فکر کنم

31:50.010 --> 31:52.050
‫این حدود پنجاهمین باره داریم میبینیمش.

31:54.060 --> 31:55.060
‫اوه، ببخشید.

31:59.060 --> 32:00.420
‫یو نو آبلو اینگلس.

32:02.060 --> 32:04.050
‫قراره از کارهام نمایشگاه بذارن؟

32:04.060 --> 32:06.410
‫هوم. چقدر خفنه؟

32:06.420 --> 32:08.050
‫10 سال از...

32:08.060 --> 32:11.060
‫فقط خوشحالم که مردم هنوزم
‫میخوان عکاسی هام رو جشن بگیرن.

32:12.060 --> 32:14.580
‫معلومه که میخوان. تو فوقالعاده ای.

32:16.060 --> 32:19.050
‫پس خوشحال باش.

32:19.060 --> 32:20.050
‫برو منو جشن بگیر.

32:20.060 --> 32:24.060
‫میخوان سخنرانی کنم،
‫فکر کنم احساساتی بشم.

32:25.060 --> 32:29.260
‫مخصوصاً الان.
‫همچی خیلی بهم ریخته و عجیبه.

32:32.260 --> 32:36.050
‫بیا فقط فیلم موردعلاقمون رو ادامه بدیم.

32:36.060 --> 32:38.060
‫همیشه همین رو دوست داشتیم.

32:39.060 --> 32:40.100
‫هیچوقت عوض نمیشه...

32:42.060 --> 32:44.050
‫- ...چیزایی که دوستشون داریم.
‫- هوم.

32:44.060 --> 32:47.050
‫بشین، کالینز.
‫پای دردناکت رو استراحت بده.

32:47.060 --> 32:48.060
‫هوم.

32:52.740 --> 32:54.060
‫میتونی هویتت رو عوض کنی.

32:57.060 --> 32:59.060
‫حتی میتونی صورتت رو عوض کنی.

33:00.060 --> 33:03.050
‫ولی علاقه هات همون میمونن.

33:03.060 --> 33:05.050
‫چی شده، عشقم؟

33:05.060 --> 33:09.050
‫دلاوی. اوه، چقدر احمق بودم.

33:09.060 --> 33:12.060
‫سرنخ از اول روی بدنش بود.

33:22.060 --> 33:23.090
‫با آنتونی تماس گرفتین.

33:23.100 --> 33:25.050
‫ببخشید، الان نمیتونم جواب بدم.

33:31.060 --> 33:33.050
‫اوه، سلام. تو باید کانر باشی.
‫مامانت خونه هست؟

33:33.060 --> 33:35.050
‫اِ، آره. بالاست.

33:35.060 --> 33:37.050
‫اینجا چی کار میکنی؟

33:37.060 --> 33:39.410
‫درباره پرونده دلاویه.

33:39.420 --> 33:42.730
‫اِ، کانر، این دکتر وینتره.
‫همکارمه.

33:42.740 --> 33:45.060
‫- میری بالا؟
‫- آره.

33:46.060 --> 33:48.050
‫نمیشد اینو تلفنی بگی؟

33:48.060 --> 33:49.050
‫فکر میکردم کارت تموم شده.

33:49.060 --> 33:53.050
‫آره، منم همین فکر رو میکردم،
‫تا اینکه تنها ارتباط

33:53.060 --> 33:54.060
‫بین گریوز و دلاوی رو پیدا کردم.

33:56.060 --> 33:58.050
‫همون خالکوبی گروه راکه.

33:58.060 --> 34:01.050
‫گروه فولک، موردعلاقه اش.

34:01.060 --> 34:03.050
‫به گفته زن اولش
‫هیچ اجرایی رو از دست نمیداد،

34:03.060 --> 34:05.050
‫برای همین به زن دومش زنگ زدم.

34:05.060 --> 34:06.250
‫اونم دقیقاً همین رو گفت.

34:06.260 --> 34:09.050
‫در واقع برای آخرین اجرا
‫بلیط VIP گرفته بود،

34:09.060 --> 34:10.900
‫و با دو تا پسرش
‫گروه رو از نزدیک دیده بود.

34:13.060 --> 34:14.900
‫حدس بزن کی دیگه اونجا بوده.

34:16.060 --> 34:18.740
‫- اوه خدای من.
‫- جولیا.

34:22.060 --> 34:25.050
‫دخترش به نمایش ها میره

34:25.060 --> 34:27.060
‫که حس کنه به پدری که از دست داده نزدیکتره.

34:28.060 --> 34:33.060
‫ولی این دفعه آخر، یه صدای خیلی آشنا رو
‫میشنوه که داره همراهی میکنه.

34:34.060 --> 34:36.060
‫نگاه میکنه
‫و یه خالکوبی خیلی آشنا میبینه.

34:47.060 --> 34:49.050
‫اون زندگی خودش
‫و مادرش رو نابود کرد،

34:49.060 --> 34:51.260
‫باعث شد بی دلیل عزاداری کنن
‫و بعد خودش از نو شروع کرد.

34:53.060 --> 34:55.050
‫و حالا اونجاست،
‫با یه خانواده دیگه،

34:55.060 --> 34:56.570
‫انگار جولیا اصلاً وجود نداشته.

34:56.580 --> 34:59.060
‫این برای انتقام گرفتن
‫دلیل کافی نیست؟

35:03.060 --> 35:06.060
‫غیر از این عکس،
‫هیچ مدرک دیگه ای نداریم.

35:07.060 --> 35:10.050
‫اون... اون نمونه سلاحی که ساختم چی؟

35:10.060 --> 35:13.050
‫گفتی شبیه چی بود؟ اِ... لنگر؟

35:13.060 --> 35:14.890
‫اوه خدای من.

35:14.900 --> 35:17.890
‫جولیا توی تعمیرگاه قایق کار میکنه.

35:17.900 --> 35:20.050
‫قبلتر داشتم
‫پروفایلش رو نگاه میکردم. ببین.

35:20.060 --> 35:22.050
‫- ماشین آوردی؟
‫- هوم.

35:22.060 --> 35:23.050
‫فقط یه دقیقه وقت میخوام.

35:23.060 --> 35:26.050
‫بچه ها، باید یه کم برم بیرون.

35:26.060 --> 35:28.050
‫روبی، حواست به کانر هست؟

35:28.060 --> 35:30.050
‫چی؟ نمیتونی منو با اون تنها بذاری.

35:30.060 --> 35:32.410
‫- کانر، لازم دارم بزرگ باشی.
‫- چرا ما...؟

35:32.420 --> 35:34.060
‫- زود برمیگردم.
‫- اوف!

35:37.100 --> 35:41.050
‫ببخشید، بعضی وقتها... سخت میشن.

35:41.060 --> 35:44.050
‫خب، با توجه به چیزایی که بهشون میدی
‫خیلی هم عجیب نیست.

35:44.060 --> 35:46.050
‫- چی؟
‫- پیتزای خونگی که اینقدر سخت نیست.

35:46.060 --> 35:48.060
‫فقط خمیرش رو شب قبل درست میکنی.

35:50.060 --> 35:52.060
‫- با کسی زندگی میکنی؟
‫- نه.

35:53.060 --> 35:57.050
‫باشه. یعنی هر شب
‫غذا رو از صفر درست میکنی.

35:57.060 --> 35:58.410
‫تقریباً.

35:58.420 --> 36:01.060
‫خب، آفرین بهت. بریم؟

36:13.060 --> 36:16.050
‫جولیا روی این حساب کرده بود
‫که والدین پدرش رو بکشن،

36:16.060 --> 36:19.050
‫و میدونیم حتماً داشته
‫نگاه میکرده ببینه این کار رو میکنن یا نه،

36:19.060 --> 36:21.050
‫بعد هم هیچکس بهش شک نمیکنه.

36:21.060 --> 36:22.250
‫- همین اطرافه
‫- هوم.

36:22.260 --> 36:25.060
‫- کسی اینجا نیست.
‫- فقط یه نگاهی میندازیم.

36:46.580 --> 36:50.050
‫- حکم بازرسی داری، نه؟
‫- ببخشید؟

36:50.060 --> 36:52.290
‫یه تیکه کاغذ کوچیک که
‫بهت اجازه میده یه ملک رو بگردی...

36:52.320 --> 36:53.060
‫هیس!

36:54.060 --> 36:57.050
‫فکر کنم یه چیزی شنیدم. بیا.

36:57.060 --> 37:00.050
‫تو که سر من داد میزدی
‫چرا قوانین رو رعایت نمیکنم

37:00.060 --> 37:02.050
‫دفعه قبلی که با هم کار کردیم.

37:02.060 --> 37:03.060
‫ببینیم میتونیم سلاح رو پیدا کنیم یا نه.

37:11.060 --> 37:13.260
‫اوه خدا.
‫باید یه جایی همینجا باشه.

37:38.060 --> 37:39.060
‫وینتر.

37:41.060 --> 37:42.060
‫نه، شکلش اشتباهه.

38:00.900 --> 38:03.050
‫- بازرس.
‫- هوم؟

38:06.060 --> 38:08.260
‫جولیا، نه، نه، نه، نه.
‫خواهش میکنم، چاقو رو بذار پایین.

38:09.900 --> 38:13.050
‫ولش کن. میدونیم
‫فهمیدی پدرت کی بوده.

38:13.060 --> 38:15.050
‫لازم نیست به کس دیگه ای آسیب بزنی.

38:15.060 --> 38:18.060
‫- به حرف دکتر وینتر گوش کن، جولیا.
‫- رفتم دیدنش.

38:24.060 --> 38:26.580
‫بعد از اینکه اون والدین رفتن،
‫فکر کردم کشتنش.

38:28.060 --> 38:32.060
‫ولی هنوز زنده بود.
‫روی زمین سینه خیز میرفت.

38:34.060 --> 38:36.060
‫و منو دید.

38:38.060 --> 38:41.900
‫و گفت خانم، میتونین کمکم کنین؟

38:47.060 --> 38:49.050
‫حتی منو نشناخت.

38:49.060 --> 38:53.050
‫دختر خودشو.

38:53.060 --> 38:55.900
‫انگار اصلاً براش وجود نداشتم!

39:02.060 --> 39:03.060
‫جولیا...

39:04.900 --> 39:10.060
‫...واقعاً میفهمم
‫این باید چقدر نابودکننده بوده باشه.

39:12.060 --> 39:15.050
‫ولی باید چاقو رو بندازی زمین

39:15.060 --> 39:17.050
‫قبل از اینکه اوضاع رو خیلی بدتر کنی.

39:17.060 --> 39:21.050
‫بدتر؟ دیگه چطور میتونه بدتر بشه؟

39:21.060 --> 39:22.410
‫خواهش میکنم این کار رو نکن.

39:22.420 --> 39:26.050
‫اون... اون هیچ کاری با تو نکرده.

39:26.060 --> 39:29.050
‫منم هیچ کاری نکرده بودم.

39:29.060 --> 39:31.050
‫چاقو رو بده به من.

39:31.060 --> 39:35.050
‫بیا. فقط بدش به من.

39:35.060 --> 39:37.050
‫نجاتم نده!

39:37.060 --> 39:39.050
‫نه! نه، نه، نه. نه، نه.

39:39.060 --> 39:42.060
‫جولیا، نه، تکون نخور. تکون نخور.
‫به آمبولانس زنگ بزن!

39:46.060 --> 39:48.730
‫این... این، اِ...
‫مـ... من بازرس بلم.

39:48.740 --> 39:51.410
‫- یه جراحت تهدیدکننده جون داریم...
‫- بازرس، شالت رو بده.

39:51.420 --> 39:54.050
‫- ...محوطه کنار مارینا.
‫- بازرس، شالت!

39:54.060 --> 39:57.050
‫باید چاقو رو همونجا نگه دارم،
‫وگرنه از خونریزی میمیره.

39:57.060 --> 40:00.050
‫زود. دور تیغه بپیچش
‫تا خونریزی کم بشه.

40:00.060 --> 40:02.050
‫حالا فشار رو نگه دار.

40:02.060 --> 40:04.050
‫هرچی خون کمتری از دست بده،
‫شانسش بیشتره.

40:04.060 --> 40:06.050
‫خوبی. به من نگاه کن.

40:06.060 --> 40:08.420
‫با من بمون.
‫آمبولانس تو راهه.

40:24.060 --> 40:27.580
‫خوبی. میدونم. میدونم.
‫خوبی. چیزی نیست.

40:38.060 --> 40:41.060
‫امدادگر گفت اگه
‫سریع بخیه اش بزنن خوب میشه.

40:42.060 --> 40:46.060
‫- فکر کنم همین الان جونش رو نجات دادی.
‫- تو هم جون منو نجات دادی.

40:47.060 --> 40:48.060
‫آره، ما یه تیمیم.

40:55.060 --> 40:58.050
‫میدونی چی رو نمیفهمم؟
‫اینکه چرا خودش رو به زحمت انداخت

40:58.060 --> 41:00.060
‫و کل ماجرا رو توی اون
‫کارگاه ساختمونی صحنه سازی کرد؟

41:02.060 --> 41:05.900
‫خب، غیر از اینکه
‫ردمون رو از خودش دور کنه...

41:07.060 --> 41:10.050
‫...شاید راهش برای این بود
‫که هویت جدیدش رو هم ازش بگیره،

41:10.060 --> 41:12.060
‫و تبدیلش کنه به یه هیچکس.

41:13.060 --> 41:15.060
‫آخرین حرکت انتقامش بود.

41:20.060 --> 41:22.050
‫بریم یکی از اون پیتزاهای آشغالت بخوریم؟

41:25.060 --> 41:26.900
‫تو از پسش برنمیای.

41:28.060 --> 41:30.060
‫مهمون من.

41:39.060 --> 41:40.050
‫سلام عزیزم.

41:40.060 --> 41:43.050
‫- وای، خیلی دیر کردی.
‫- اوه، اصلاً شروع نکن.

41:43.060 --> 41:46.050
‫آدم بدها رو گرفتین؟

41:46.060 --> 41:47.050
‫یه چیزی تو همین مایه ها.

41:50.060 --> 41:54.060
‫- بیا، یکی برات نگه داشتم.
‫- اوه، مرسی.

41:56.420 --> 41:57.580
‫هوم.

41:59.060 --> 42:01.570
‫لندن چطور بود؟

42:01.580 --> 42:04.060
‫پر از مردای کت وشلواری خسته کننده بود
‫و هر روز هم بارون می اومد.

42:06.900 --> 42:08.060
‫ولی دلم برات تنگ شده بود.

42:10.060 --> 42:11.580
‫خیلی زیاد.

42:41.060 --> 42:42.900
‫میخوای نشونم بدی
‫چقدر دلت برام تنگ شده بود؟

42:44.060 --> 42:45.410
‫منو ببر بالا.

42:45.420 --> 42:48.250
‫اوه خدا، خیلی دوست دارم. فقط...

42:48.260 --> 42:50.060
‫لهام.

42:52.060 --> 42:53.060
‫اشکالی نداره.

42:54.580 --> 42:56.050
‫فقط خوشحالم برگشتی.

42:56.060 --> 42:58.060
‫هوم.

44:14.740 --> 44:16.060
‫آره.

44:33.260 --> 44:37.050
‫پرونده بسته شد.
‫خودکشی با خفه کردن.

44:37.060 --> 44:40.050
‫هیچ مورد مشکوکی وجود نداره.

44:40.060 --> 44:43.060
‫به تازگی از زندان آزاد شده.

45:03.100 --> 45:05.050
‫رزمری لاکهارت.

45:05.060 --> 45:08.060
‫رئیس سابق
‫خانه کودکان ولی کراس.

45:13.060 --> 45:14.580
‫سیمون؟

45:21.420 --> 45:22.580
‫سلام.

45:24.060 --> 45:25.060
‫سلام.

45:29.100 --> 45:32.050
‫صبر کن، تو چطور اینجایی؟

45:32.060 --> 45:35.050
‫الان خونه نیستیم.
‫وقت این حرفا رو نداریم.

45:35.060 --> 45:37.250
‫به 8 سال زندان محکوم شده بود

45:37.260 --> 45:40.060
‫به خاطر نقشش توی آزارهایی
‫که توی اون مرکز اتفاق افتاده بود.

45:42.420 --> 45:45.050
‫شاید خودکشی نبوده.

45:45.060 --> 45:47.060
‫شاید انتقام بوده
‫برای کاری که کرده.

45:50.420 --> 45:52.060
‫همون علامت بود.

45:54.580 --> 45:57.060
‫پس باید همون آدمی بوده باشه
‫که این کار رو با تو کرده.

45:58.740 --> 46:01.060
‫- ولی رابرت پارکر زندانه.
‫- رابرت پارکر زندانه.

46:02.060 --> 46:05.060
‫یعنی قاتلت هنوز آزاده.

46:06.060 --> 46:26.060
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
