WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:29.460 --> 00:31.459
‫هنوز زنده بود! نه!

00:31.460 --> 00:33.459
‫یه چیزی گفت!

01:50.000 --> 01:57.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:57.460 --> 02:01.459
‫صبح بخیر. ببخشید کشوندمت اینجا.

02:01.460 --> 02:04.820
‫باور کنی یا نه، من تمام زندگیم رو
‫منتظر تماس تو نمیمونم. هوم.

02:08.660 --> 02:12.459
‫- یه کم... اِم... آره،
‫- باشه.

02:12.460 --> 02:14.459
‫وقت نکردم دوش بگیرم.

02:14.460 --> 02:16.459
‫خب، چی داریم؟

02:16.460 --> 02:20.980
‫دو تا قربانی، زن و شوهر؛
‫یه مرد و یه زن، بنجامین و مالی دریپر.

02:22.140 --> 02:25.460
‫پیک تحویل گفت
‫وقتی پیداش کرد، در باز بوده.

02:32.460 --> 02:37.459
‫زمان مرگ تقریباً
‫بین ساعت ۱۰ تا ۱۱ دیشب بوده.

02:37.460 --> 02:40.459
‫یه زخم ورودی ستاره ای
‫با آثار باروت دورش،

02:40.460 --> 02:42.459
‫که نشون میده شلیک از فاصله نزدیک بوده.

02:42.460 --> 02:46.459
‫ولی این شبیه ساچمه است،

02:46.460 --> 02:49.459
‫یعنی قاتل تقریباً همون
‫جایی وایساده بوده که الان تو وایسادی.

02:49.460 --> 02:50.459
‫اگه اینجا منتظر بوده،

02:50.460 --> 02:52.459
‫دریپر اصلاً چیزی نمیفهمیده.

02:52.460 --> 02:54.459
‫قفسه اسلحه به زور باز نشده،

02:54.460 --> 02:55.819
‫ولی هیچ اثری از اسلحه توی خونه نیست،

02:55.820 --> 02:57.459
‫البته داریم اطراف رو میگردیم.

02:57.460 --> 02:59.459
‫قاتل از اسلحه خود دریپر استفاده کرده.

02:59.460 --> 03:02.819
‫فهمیدیم قبل از اینکه
‫دریپر وکیل مدافع بشه،

03:02.820 --> 03:05.459
‫برای دادستانی سلطنتی
‫به عنوان دادستان کار میکرده.

03:05.460 --> 03:08.459
‫- باشه. انتقام.
‫- گفتی دو تا قربانی؟

03:08.460 --> 03:10.459
‫آره، اون تو.

03:10.460 --> 03:13.459
‫باشه، همه پرونده هایی که
‫توش دادستان بوده رو بررسی کن،

03:13.460 --> 03:15.459
‫مخصوصاً پرونده های
‫مربوط به خشونت یا اسلحه.

03:15.460 --> 03:17.460
‫از اونایی شروع کن
‫که به حبس ابد ختم شدن.

03:19.460 --> 03:20.819
‫انگار سعی کرده فرار کنه.

03:20.820 --> 03:22.460
‫تینر.

03:23.460 --> 03:25.460
‫معلومه داشتن خونه رو رنگ میکردن.

03:30.460 --> 03:32.459
‫- هان.
‫- چیه؟

03:32.460 --> 03:36.459
‫بنجامین بین ۱۰ تا ۱۱ مُرده،
‫ولی طبق این ساعت هوشمند،

03:36.460 --> 03:40.460
‫قلب مالی حدود ۹:۳۰
‫از تپش وایساده، یعنی...

03:41.460 --> 03:45.459
‫...قاتل حداقل نیم ساعت
‫منتظر بنجامین مونده.

03:45.460 --> 03:47.459
‫باشه، پس مالی
‫سر راه قاتل سبز شده،

03:47.460 --> 03:50.459
‫اونم بهش شلیک کرده
‫و بعد منتظر بنجامین، هدف اصلی، مونده.

03:50.460 --> 03:53.459
‫اما درست مثل بنجامین،

03:53.460 --> 03:55.459
‫اونم فقط یه زخم ورودی داره،
‫شلیک از نزدیک.

03:55.460 --> 03:58.459
‫ولی برخلاف بنجامین،
‫هماتوم نزدیک زمان مرگ داره.

03:58.460 --> 04:01.140
‫اینجا رو ببین. کبودی.
‫جای محکم گرفتن.

04:02.460 --> 04:05.500
‫فکر کنم مالی با مهاجمش درگیر شده،
‫شاید سر اسلحه.

04:07.460 --> 04:09.499
‫اگه میخواستی مردی رو بکشی
‫که فرستادت زندان،

04:09.500 --> 04:12.459
‫معمولاً اسلحه رو با خودت میبری،
‫ ولی اینجا...

04:12.460 --> 04:13.460
‫اسلحه از قبل اینجا بوده.

04:14.460 --> 04:17.459
‫باشه، پس دعواشون میشه.

04:17.460 --> 04:20.460
‫از کنترل خارج میشه.
‫اسلحه شلیک میشه.

04:22.460 --> 04:24.500
‫قاتل شروع میکنه خون رو پاک کردن.

04:27.980 --> 04:31.459
‫ولی بعد صدای بنجامین رو میشنوه.

04:31.460 --> 04:33.460
‫ماشینش میاد جلوی خونه.

04:39.460 --> 04:42.459
‫قاتل همین که میاد تو، بهش شلیک میکنه.

04:42.460 --> 04:44.460
‫مالی حتماً قاتل رو میشناخته
‫که راهش داده توی خونه.

04:45.460 --> 04:47.459
‫یا میدونسته داره میاد،

04:47.460 --> 04:50.459
‫و اونقدر ترسیده بوده
‫که رفته اسلحه رو برداشته.

04:50.460 --> 04:53.139
‫اِ... نزدیک ترین همسایه ها
‫دیشب صدای تیر شنیدن.

04:53.140 --> 04:55.980
‫- کجان؟
‫- حدود نیم مایل اون طرف مزرعه ها.

04:59.460 --> 05:02.459
‫داشتم از میخونه برمیگشتم خونه که...
‫صدای تیر شنیدم.

05:02.460 --> 05:05.459
‫اولیش فکر کنم حدود ساعت نه بود.

05:05.460 --> 05:08.459
‫- دومیش یه کم بعدتر بود.
‫- شما هم صدای تیرها رو شنیدین؟

05:08.460 --> 05:10.459
‫آره، ولی فکر نکردم چیز خاصی باشه.

05:10.460 --> 05:13.459
‫صدای تیر اون موقع شب به نظرتون عجیب نبود؟

05:13.460 --> 05:16.460
‫بنجامین خرگوش میزد.
‫اینجا مثل موش زیادن.

05:19.980 --> 05:23.459
‫مالی وقتی تازه اومده بودیم اینجا
‫خیلی باهامون مهربون بود.

05:23.460 --> 05:27.139
‫اولش سخت بود،
‫چون از شهر اومده بودیم،

05:27.140 --> 05:30.460
‫ولی اون واقعاً دوست داشتنی و مهربون بود.

05:53.460 --> 05:55.459
‫توی روستا همه فقط درباره همین حرف میزنن.

05:55.460 --> 05:57.459
‫سلام. سلیم، درسته؟

05:57.460 --> 06:00.499
‫من کارآگاه بل هستم،
‫ایشون گروهبان دالدری. دیشب اینجا بودی؟

06:00.500 --> 06:02.687
‫آره، بودم. توی زمین پشتی،
‫نزدیک همین جا،

06:02.711 --> 06:04.459
‫داشتم سوئینگ گلف تمرین میکردم.

06:04.460 --> 06:06.460
‫- صدای تیرها رو شنیدی؟
‫- بله.

06:13.980 --> 06:16.459
‫واقعاً هر دوتاشون...؟

06:16.460 --> 06:17.460
‫متأسفانه آره.

06:36.460 --> 06:39.459
‫- چیز دیگه ای پیدا کردی؟
‫- قد قاتلتون.

06:39.460 --> 06:40.459
‫باشه.

06:40.460 --> 06:42.459
‫هیچ بالا رفتن دهانه اسلحه ای نبوده،

06:42.460 --> 06:45.979
‫یعنی تیرانداز اسلحه رو
‫به شونه اش تکیه داده بوده.

06:45.980 --> 06:49.460
‫و با توجه به مسیر شلیک...

06:50.460 --> 06:52.659
‫...و ارتفاع زخم،

06:52.660 --> 06:56.459
‫میگم دنبال کسی با قد حدود
‫ ۱۶۸ تا ۱۷۵ سانتی متر بگردین.

06:56.460 --> 06:57.459
‫برای یه مرد کوتاهه.

06:57.460 --> 07:01.459
‫میانگین قد مردها توی بریتانیا
‫حدود ۱۷۵ سانته.

07:01.460 --> 07:03.500
‫- تو با مردای قد متوسط چه مشکلی داری؟
‫- اوه خدا.

07:08.460 --> 07:13.460
‫ببخشید اِیمی، ولی تو خواهر مالی
‫و تنها فامیل زنده اش هستی.

07:16.460 --> 07:18.459
‫نمیتونم.

07:18.460 --> 07:20.760
‫نمیتونم این کارو بکنم.
‫نمیخوام این شکلی ببینمش. نمیتونم.

07:22.460 --> 07:25.660
‫اریک، تو انجامش میدی؟ لطفاً؟

07:31.460 --> 07:35.459
‫بعد از اینکه مامان و بابا مُردن...
‫چند سال از هم بی خبر شدیم،

07:35.460 --> 07:37.659
‫وقتی من رفتم لندن.

07:37.660 --> 07:40.459
‫- آماده ای؟
‫- آره.

07:40.460 --> 07:44.459
‫ولی وقتی من و اریک برگشتیم روستا،
‫دوباره به هم نزدیک شدیم.

07:44.460 --> 07:46.460
‫از همیشه نزدیک تر.

07:51.300 --> 07:53.820
‫- خودشه؟
‫- آره.

08:38.460 --> 08:42.459
‫سلام مالی.

08:42.460 --> 08:45.820
‫من دکتر وینترم.

08:48.460 --> 08:52.459
‫پرونده شماره c ۳۱۵.

08:52.460 --> 08:56.460
‫ارزیابی اولیه مالی دریپر، ۳۴ ساله،
‫و بنجامین دریپر، ۳۸ ساله.

08:58.460 --> 09:01.459
‫یه گلوله به گردن. هیچ اثر دیگه ای نیست.

09:01.460 --> 09:04.460
‫هیچ درگیری یا دفاعی مثل مالی دیده نمیشه.

09:05.460 --> 09:08.659
‫شلیک انگار برنامه ریزی شده بوده،
‫برای اینکه همون لحظه بکشتش.

09:08.660 --> 09:13.660
‫♪ این چشم های خسته ♪

09:17.460 --> 09:21.459
‫♪ درخت های خشکیده، چطور جیرجیر میکنن... ♪

09:21.460 --> 09:25.459
‫زرد کره ای.

09:25.460 --> 09:27.459
‫میخواستی تازه به نظر بیاد.

09:27.460 --> 09:29.459
‫♪ زیر نور ماه... ♪

09:29.460 --> 09:32.459
‫یه زخم ورودی بزرگ و نامنظم،
‫درست وسط سینه.

09:32.460 --> 09:34.459
‫♪ اهریمن ها چطور ناله میکنن... ♪

09:34.460 --> 09:36.459
‫حتماً رو به مهاجمش بوده.

09:36.460 --> 09:41.459
‫♪ میان سراغم و منو پایین میکشن... ♪

09:41.460 --> 09:43.819
‫جای گرفتن روی بازوی چپ ۶.۸ اینچه.

09:43.820 --> 09:47.460
‫♪ تاریکی منو میلرزونه. ♪

09:55.460 --> 09:57.460
‫برای همین داشتین خونه رو رنگ میکردین.

10:02.460 --> 10:04.460
‫داشتین به آینده فکر میکردین.

10:07.460 --> 10:08.980
‫این همه امید.

10:17.460 --> 10:20.459
‫مالی باردار بوده؟ چند هفته؟

10:20.460 --> 10:21.948
‫- ۱۴ هفته.
‫- تقریباً همون وقتی که

10:21.972 --> 10:23.459
‫آدم دلش قرص میشه به بقیه بگه.

10:23.460 --> 10:26.460
‫شاید خیلی هم مشتاق نبوده
‫خبر خوب رو پخش کنه.

10:27.460 --> 10:30.459
‫برای کلامیدیا آنتی بیوتیک مصرف میکرده.

10:30.460 --> 10:32.459
‫اما بنجامین اون عفونت رو نداشته.

10:32.460 --> 10:35.299
‫خب، شاید دوره آنتی بیوتیکش رو تموم کرده

10:35.300 --> 10:36.459
‫و خوب شده.

10:36.460 --> 10:39.459
‫اگه هم بوده، قطعاً پزشک خودش
‫براش تجویز نکرده.

10:39.460 --> 10:41.460
‫شاید بچه مال بنجامین نبوده.

10:50.460 --> 10:53.459
‫DNA مشخص میکنه
‫بچه مال بنجامین بوده یا نه.

10:53.460 --> 10:56.459
‫اگه پدرش نباشه،
‫پدر واقعی مستقیم میاد زیر ذره بین.

10:56.460 --> 10:58.459
‫وقتی برگشتی اداره،
‫زندگی مالی رو زیر و رو کن؛

10:58.460 --> 10:59.459
‫دوستاش، همکاراش،

10:59.460 --> 11:02.459
‫گردش حساب، پیامک ها، همه چی.

11:02.460 --> 11:04.459
‫من میرم پیش خواهر مالی، اِیمی،

11:04.460 --> 11:07.460
‫ببینم درباره روابط عاشقانه مالی
‫چیزی میدونه یا نه.

11:10.980 --> 11:14.819
‫- اریک؟
‫- سلام بازرس. همه چی خوبه؟

11:14.820 --> 11:16.459
‫میخوام با اِیمی حرف بزنم.

11:16.460 --> 11:17.980
‫- توی دفتره.
‫- ممنون.

11:21.460 --> 11:24.459
‫مالی واقعاً بابت بارداری نگران بود.

11:24.460 --> 11:26.459
‫بنجامین میدونست؟

11:26.460 --> 11:27.460
‫نه.

11:29.460 --> 11:34.460
‫سال ها بود تلاش میکردن.
‫مالی میترسید نابارور باشه.

11:35.460 --> 11:37.459
‫نمیخواست به کسی چیزی بگه

11:37.460 --> 11:39.819
‫تا از سه ماه رد بشه.

11:39.820 --> 11:43.459
‫- رابطه زناشوییشون چطور بود؟
‫- خوب.

11:43.460 --> 11:46.499
‫بنجامین هیجان انگیزترین مرد دنیا نبود،

11:46.500 --> 11:49.459
‫ولی فکر کنم این لزوماً چیز بدی نیست.

11:49.460 --> 11:52.459
‫- دوست مرد هم داشت؟
‫- آره.

11:52.460 --> 11:54.819
‫مالی با همه خوب بود.

11:54.820 --> 11:58.460
‫مخصوصاً با همسایه هاش،
‫کاترین و مروان آکرما.

11:59.980 --> 12:01.460
‫منظورم دوست مرد نزدیک بود.

12:02.460 --> 12:05.460
‫- یعنی چی؟
‫- اون و اریک با هم خوب بودن؟

12:06.660 --> 12:08.659
‫آره، اتفاقاً بودن. ممنون.

12:08.660 --> 12:10.459
‫و نه، با هم رابطه نداشتن،

12:10.460 --> 12:12.459
‫- اگه منظورت اینه.
‫- ببخشید.

12:12.460 --> 12:14.459
‫فقط تسمه فن ون باید
‫یه نگاهی بهش بندازیم، باشه؟

12:14.460 --> 12:17.459
‫بازرس بل میخواد بدونه
‫تو و مالی با هم رابطه داشتین یا نه.

12:17.460 --> 12:19.459
‫چی؟ این دیگه خیلی بی جاست.

12:19.460 --> 12:21.460
‫نمیتونی راه بیفتی این حرفا رو بزنی.

12:23.460 --> 12:26.123
‫ببین، مالی زن فوق العاده ای بود.

12:26.147 --> 12:29.459
‫هر جایی میرفت فضا رو روشن میکرد، ولی نه.

12:29.460 --> 12:31.139
‫اصلاً در حد من نبود.

12:31.140 --> 12:33.460
‫چه جالب.

12:41.460 --> 12:46.460
‫توراک... یه لطفی درباره
‫یکی از مریض هات ازت میخوام.

12:47.460 --> 12:51.459
‫دارم یه مقاله درباره ارتباط سلامت روان

12:51.460 --> 12:53.460
‫و اختلال مصرف مواد
‫در مجرم های خشن مینویسم.

12:55.660 --> 12:59.140
‫راهی هست بتونم رابرت پارکر رو معاینه کنم؟

13:22.460 --> 13:24.459
‫خب، کوکتل های سلامتی.

13:24.460 --> 13:27.459
‫من خودم یه کاپوچینوی کم چرب رو ترجیح میدم.

13:27.460 --> 13:29.299
‫سؤال کردم، تعارف نکردم.

13:29.300 --> 13:31.459
‫بنجامین دریپر.
‫میخوام بدونم چی مصرف میکرده.

13:31.460 --> 13:32.459
‫لیستش رو دارم.

13:32.460 --> 13:34.499
‫روی سرم خونش بالا بوده،
‫همون طور که میدونی،

13:34.500 --> 13:36.819
‫و ترکیباتی توی خون و ادرارش هست

13:36.820 --> 13:39.459
‫که نشون میده مرتب آشواگاندا مصرف میکرده،

13:39.460 --> 13:42.459
‫و توی بافت کبدش ماکامید پیدا شده

13:42.460 --> 13:45.819
‫که با مصرف اخیر ریشه ماکا
‫از راه خوراکی جور درمیاد.

13:45.820 --> 13:47.459
‫یعنی چی؟

13:47.460 --> 13:49.459
‫خب، اگه منم جزو جماعت گیاهی بازی بودم،

13:49.460 --> 13:52.459
‫اگه نابارور بودم این چیزا رو
‫مثل پاستیل میخوردم،

13:52.460 --> 13:56.139
‫که اتفاقاً بنجامین هم نابارور بوده.

13:56.140 --> 13:59.459
‫نمونه منی نشون میده آزواسپرمیداشته.
‫حتی یه دونه اسپرم هم نبوده.

13:59.460 --> 14:02.459
‫میتونست کلی پول بابت
‫سایت های سلامتی پس انداز کنه.

14:02.460 --> 14:05.659
‫پس همین که بنجامین میفهمید مالی بارداره،

14:05.660 --> 14:07.459
‫میفهمید بچه مال خودش نیست،

14:07.460 --> 14:11.659
‫و اگه کس دیگه ای هم
‫میدونست بنجامین ناباروره،

14:11.660 --> 14:16.140
‫اون وقت مالی هدف خیلی خوبی
‫برای اخاذی میشد.

14:17.460 --> 14:20.459
‫کارت خوب بود. برنده قهوه ها رو میخره.

14:20.460 --> 14:22.819
‫- دبل ماکیاتو، اون کم چربه چی بود؟
‫- کاپوچینو.

14:22.820 --> 14:24.460
‫مرسی، ادی.

14:34.460 --> 14:35.459
‫سلام.

14:35.460 --> 14:38.459
‫رئیس، همون طور که گفتی
‫زندگی مالی رو بررسی کردم.

14:38.460 --> 14:41.459
‫سه بار برداشت نقدی غیرعادی،
‫هر بار پنج هزار پوند،

14:41.460 --> 14:43.659
‫توی 3 ماه گذشته داشته.

14:43.660 --> 14:45.459
‫از کدوم بانک؟

14:45.460 --> 14:47.979
‫شعبه مرکز شهر،
‫قبلاً از اون استفاده نکرده بود.

14:47.980 --> 14:49.459
‫داشته به یکی پول میداده ساکت بمونه؟

14:49.460 --> 14:51.459
‫خب، بنجامین نمیدونسته بارداره،

14:51.460 --> 14:53.979
‫پس هر کی میدونسته دستش حسابی پر بوده.

14:53.980 --> 14:56.459
‫اِ... اطلاعات دکل های موبایل

14:56.460 --> 14:59.460
‫برای گوشی مالی،
‫روزایی که اون برداشت ها رو کرده، بگیر.

15:06.460 --> 15:08.459
‫اون عکسی نیست که من انتخاب میکردم.

15:08.460 --> 15:11.460
‫خب، دیگه دیره. رفته روی پوستر.

15:13.460 --> 15:14.460
‫چرا؟

15:15.460 --> 15:18.459
‫تو کدوم عکس رو انتخاب میکردی؟

15:18.460 --> 15:19.460
‫خودت میدونی کدومو.

15:23.460 --> 15:25.500
‫نمایش خصوصی فرداشبه. تو میای.

15:27.460 --> 15:29.459
‫مدیر برنامه ام، سمیرا،
‫میخواد یه سخنرانی بکنی.

15:29.460 --> 15:30.460
‫از پسش برنمیام.

15:33.460 --> 15:35.459
‫میخوام تمرکزشون روی کار تو باشه

15:35.460 --> 15:37.460
‫نه روی این که به قتل رسیدی.

15:41.460 --> 15:44.460
‫آخرین ارزیابی روان پزشکی
‫پارکر رو گیر آوردم.

15:45.460 --> 15:48.459
‫چی، فکر میکنی شاید بتونه
‫چیزی بهمون بگه که پلیس

15:48.460 --> 15:50.217
‫وقتی پرونده منو
‫بررسی میکرد از قلم انداخته؟

15:50.241 --> 15:50.819
‫نمیدونم.

15:50.820 --> 15:52.659
‫اون مثلث روی جسدِ خودکشی کرده

15:52.660 --> 15:54.068
‫باعث میشه فکر کنم شاید پارکر

15:54.092 --> 15:55.499
‫بی گناه باشه، ولی اگه نباشه چی؟

15:55.500 --> 15:59.459
‫اگه فقط یه...
‫تصادف وحشتناک باشه چی؟

15:59.460 --> 16:03.660
‫من... واقعاً نمیدونم،
‫و باید صددرصد مطمئن بشم.

16:06.460 --> 16:07.660
‫تو... حالت خوبه که...؟

16:09.460 --> 16:10.460
‫پخشش کن.

16:22.460 --> 16:24.459
‫رابرت؟

16:26.460 --> 16:28.460
‫رابرت، صدای منو میشنوی؟

16:35.140 --> 16:37.459
‫امروز چه حسی داری؟

16:44.460 --> 16:47.460
‫- داری چیکار میکنی؟
‫- اصلاً فایده اش چیه؟

16:49.460 --> 16:52.459
‫مثل زامبی شده، انقدر دارو بهش دادن
‫که هیچی حالیش نیست.

16:52.460 --> 16:54.459
‫احتمالاً حتی یادش نمیاد صبحونه چی خورده،

16:54.460 --> 16:56.459
‫چه برسه به این که شبِ... چه اتفاقی افتاد.

16:56.460 --> 16:59.459
‫این فقط اثر داروهاست.
‫خاطره ها هنوز اون تو هستن.

16:59.460 --> 17:01.460
‫ولی من چطوری باید بیرونشون بکشم؟

17:03.460 --> 17:04.460
‫یه راهی پیدا میکنی.

17:22.460 --> 17:24.459
‫مرسی که اومدین.

17:24.460 --> 17:25.460
‫اوه، سلام. قابلی نداشت.

17:26.460 --> 17:29.459
‫گفتین با خانواده دریپر رفت و آمد داشتین.

17:29.460 --> 17:32.459
‫آره. آدمای خوبی بودن.

17:32.460 --> 17:35.459
‫- من و بنجی گاهی یه چیزی میخوردیم.
‫- مالی چی؟

17:35.460 --> 17:38.459
‫آره، خوب بود. همیشه خیلی...

17:38.460 --> 17:39.460
‫مالی خیلی زیبا بود.

17:41.460 --> 17:45.459
‫بنجامین یه آدم خشک و حوصله سربر بود،
‫ولی مالی... مهربون بود.

17:45.460 --> 17:48.300
‫- این انصاف نیست.
‫- چرا، هست.

17:49.300 --> 17:51.979
‫عملاً تنها دوستم توی روستا بود.

17:51.980 --> 17:54.459
‫- اصلاً نباید می اومدیم اینجا.
‫- چرا؟ اینجا عالیه.

17:54.460 --> 17:56.659
‫این همه فضا، باغ، آکادمیگلف هم که هست.

17:56.660 --> 17:58.459
‫آره خب، معلومه همه چی برمیگرده به همون.

17:58.460 --> 18:00.459
‫خب، فرصت فوق العاده ایه.

18:00.460 --> 18:03.459
‫سلیم برای بورسیه گلف
‫توی آمریکا درخواست داده.

18:03.460 --> 18:05.459
‫- هوم،
‫- چهار هزار مایل اون طرف تر.

18:05.460 --> 18:07.819
‫آره، و میتونه واقعاً یه آینده کاری
‫داشته باشه، کلی پول دربیاره.

18:07.820 --> 18:09.459
‫تو و مالی صمیمی بودین؟

18:09.460 --> 18:11.659
‫نه، نه خیلی.

18:11.660 --> 18:13.459
‫همون طور که گفتم، فقط یه دوست بود.

18:13.460 --> 18:16.460
‫حاضرین یه نمونه ادرار بدین؟

18:18.460 --> 18:21.460
‫فکر کنم آره. چرا؟

18:24.820 --> 18:27.459
‫نمونه ادرار؟ داری شوخی میکنی؟

18:27.460 --> 18:29.459
‫میدونی که من پزشک قانونیِ کشیکِ تو نیستم، نه؟

18:29.460 --> 18:31.459
‫میخوام مروان رو آزمایش کنم.

18:31.460 --> 18:33.459
‫شاید اون بوده که کلامی دیا رو به مالی داده،

18:33.460 --> 18:36.460
‫و شاید پدر بچه هم خودش باشه. باشه.

18:38.460 --> 18:39.659
‫اوه، سلام.

18:39.660 --> 18:41.979
‫- آنتونی، درسته؟
‫- اِ... آره، بله. شما...

18:41.980 --> 18:43.459
‫- شوهر کارآگاه بل.
‫- دکتر وینتر.

18:43.460 --> 18:46.459
‫- اوه خدا. ایتن صدام کن.
‫- خوشحالم میبینمت.

18:46.460 --> 18:47.134
‫ببخشید، واقعاً باید...

18:47.158 --> 18:48.459
‫بابت اون شب که از تخت
‫کشیدیمت بیرون ببخشید.

18:48.460 --> 18:51.459
‫واقعاً... اوه، Kind of Blue.
‫یه اثر کلاسیک جز.

18:51.460 --> 18:54.459
‫اِ... آره، راستش...
‫خیلی سبک من نیست.

18:54.460 --> 18:56.459
‫- واقعا؟
‫- هدیه برای لورن.

18:56.460 --> 18:57.819
‫خوبه.

18:57.820 --> 18:59.459
‫ببخشید، واقعاً باید برم...

18:59.460 --> 19:01.460
‫- خوشحال شدم دیدمت.
‫- آره.

19:10.460 --> 19:13.460
‫عالیه. ممنون.

19:15.460 --> 19:17.819
‫- مرسی که اومدین.
‫- سلام.

19:17.820 --> 19:19.460
‫اِ... سلام.

19:23.460 --> 19:24.499
‫اونا مظنونن؟

19:24.500 --> 19:27.460
‫- آره، چرا؟
‫- چشم اون پسره رو دیدی؟

19:29.460 --> 19:32.459
‫باید کامل معاینه اش کنم،
‫ولی شبیه AIC هست،

19:32.460 --> 19:35.459
‫یعنی التهاب ملتحمه بزرگسالان
‫که از کلامی دیا تراکوماتیس ایجاد میشه.

19:35.460 --> 19:36.460
‫سلیم؟

19:38.460 --> 19:39.660
‫سلیم!

19:52.820 --> 19:55.979
‫- نه، نه، نه، نه.
‫- ممنون.

19:55.980 --> 19:57.459
‫بیا، سلیم.

19:57.460 --> 19:58.500
‫اوه.

19:59.660 --> 20:02.460
‫- شکست.
‫- باید یکی بهترش رو بگیری.

20:06.460 --> 20:09.299
‫من بی گناهم. هیچ کاری نکردم.

20:09.300 --> 20:10.460
‫از کجا شروع شد؟

20:13.460 --> 20:15.460
‫رابطه ات با مالی؟

20:16.460 --> 20:18.460
‫من... نمیدونم درباره چی حرف میزنین.

20:19.460 --> 20:21.139
‫مالی کلامیدیا داشت.

20:21.140 --> 20:23.460
‫تو بهش عفونت مقاربتی دادی،
‫سلیم. از کجا شروع شد؟

20:30.460 --> 20:32.659
‫فقط کارای باغچه بود.

20:32.660 --> 20:36.460
‫چمن زدن، جابه جا کردن سنگ ها.
‫چیز خاصی نبود.

20:37.660 --> 20:39.460
‫حتماً یه چیزی بوده.

20:40.460 --> 20:43.460
‫ببین، بنجامین آدم خوبی بود. فقط...

20:45.460 --> 20:49.140
‫فکر نکنم اون و مالی
‫خیلی با هم میخندیدن، میفهمی؟

20:50.460 --> 20:52.459
‫و مالی عاشق خندیدن بود.

20:52.460 --> 20:56.459
‫یه بطری شراب باز میکرد،
‫منم یکی دو تا آبجو میخوردم،

20:56.460 --> 20:57.460
‫و بعد فقط...

21:00.460 --> 21:01.459
‫خیلی خوش میگذشت.

21:01.460 --> 21:04.459
‫- چرا بهت پول نقد میداد؟
‫- برای کارای باغچه.

21:04.460 --> 21:07.459
‫منظورم اون 5 هزار پونده که هر ماه میگرفت.

21:07.460 --> 21:11.979
‫چی؟ من از اون هیچی نمیدونم.

21:11.980 --> 21:16.460
‫ولی درباره بچه میدونستی. سرش دعواتون شد؟

21:17.460 --> 21:20.459
‫اون میخواست نگهش داره. من نمیخواستم.

21:20.460 --> 21:22.459
‫خب، معلومه.

21:22.460 --> 21:24.459
‫نمیخواستی یه زن بزرگ تر
‫و یه بچه آویزونت بشن.

21:24.460 --> 21:27.459
‫نه، قضیه این طوری نبود. شما نمیفهمین.

21:27.460 --> 21:28.500
‫اون طوری نبود.

21:32.000 --> 21:39.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

21:42.460 --> 21:45.459
‫پدر و مادرش دارن جنجال راه میندازن.

21:45.460 --> 21:48.459
‫وکیلشون تو راهه. باشه.

21:48.460 --> 21:50.459
‫اگه نتونیم ثابت کنیم موقع قتل اونجا بوده،

21:50.460 --> 21:52.460
‫پس مدرک کافی برای متهم کردنش نداریم.

21:53.460 --> 21:54.460
‫حالا چی؟

22:06.460 --> 22:08.459
‫سلام، سلیم. من دکتر وینترم.

22:08.460 --> 22:11.459
‫اومدم ببینم از نظر جسمی
‫برای بازداشت شدن مشکلی نداری.

22:11.460 --> 22:12.459
‫من هیچ کاری نکردم.

22:12.460 --> 22:14.820
‫من فقط اومدم مطمئن بشم
‫حالت از نظر جسمی خوبه.

22:18.460 --> 22:20.460
‫- اجازه هست؟
‫- آره.

22:23.500 --> 22:25.979
‫خیلی خوب.

22:25.980 --> 22:29.500
‫حالا اگه میشه برام بلند شو.

22:34.460 --> 22:37.459
‫یه نفس عمیق بکش...

22:37.460 --> 22:39.459
‫...و بده بیرون.

22:39.460 --> 22:40.500
‫دوباره.

22:43.460 --> 22:46.459
‫هان. این چیه؟

22:46.460 --> 22:48.460
‫چیه؟ چی شده؟

22:50.820 --> 22:52.459
‫نه، چیزی نیست.

22:52.460 --> 22:55.980
‫فکر کردم درماتیت تماسیه، ولی فقط رنگه.

22:57.460 --> 22:59.979
‫اخیراً جایی رو رنگ میکردی؟

22:59.980 --> 23:02.460
‫میخوام با بازرس بل حرف بزنم.

23:16.460 --> 23:18.459
‫سلیم واقعاً رفته بوده خونه دریپرها
‫تا به مالی برای رنگ کردن کمک کنه،

23:18.460 --> 23:20.659
‫ولی میگه هیچ درگیری ای پیش نیومده.

23:20.660 --> 23:22.459
‫فکر کنم هنوز به اندازه کافی
‫مدرک برای بازداشتش داریم.

23:22.460 --> 23:24.459
‫آره، اگه میخوای آدم اشتباهی رو بگیری.

23:24.460 --> 23:27.659
‫- فکر میکردم مردای قدبلندتر رو دوست داری.
‫- چی؟

23:27.660 --> 23:29.459
‫قد سلیم روی من تقریباً تا اینجا میرسه.

23:29.460 --> 23:33.459
‫دقیق نمیتونم بگم،
‫ولی قطعاً بیشتر از ۱۷۸ سانته.

23:33.460 --> 23:34.960
‫اون نمیتونسته به بنجامین شلیک کرده باشه.

23:35.460 --> 23:37.979
‫نمیشد زودتر اینو بهم بگی؟

23:37.980 --> 23:39.460
‫باید مطمئن میشدم.

23:42.460 --> 23:43.460
‫باید برم.

24:25.460 --> 24:28.459
‫- گفتم ساعت 6.
‫- ببخشید، گیر کردم.

24:28.460 --> 24:32.459
‫گیر کردی یا دلت نمیخواست بیای؟

24:32.460 --> 24:35.459
‫- سلام.
‫- میخوام اسپانسرها رو بهت معرفی کنم.

24:35.460 --> 24:38.459
‫راضیشون کردم از یه برنامه بورسیه
‫به اسم سیمون حمایت کنن

24:38.460 --> 24:41.459
‫برای جوونای کم برخوردار ۱۸ تا ۲۵ ساله.

24:41.460 --> 24:43.459
‫فوق العاده است. فکر کنم... نه، مطمئنم.

24:43.460 --> 24:46.459
‫مطمئنم خیلی خوشش می اومد. ممنون.

24:46.460 --> 24:48.459
‫البته یه جورایی هزینه خودش رو هم داره.

24:48.460 --> 24:50.459
‫سمیرا، من...

24:50.460 --> 24:52.459
‫فکر نکنم بتونم این کارو بکنم.

24:52.460 --> 24:57.459
‫ایتن، این برای من نیست، برای تو هم نیست.

24:57.460 --> 24:59.459
‫برای همه این آدم هاست.

24:59.460 --> 25:03.460
‫که بدونن خودِ سیمون...

25:04.460 --> 25:07.460
‫...به اندازه کارهاش مهم بود.

25:08.460 --> 25:09.460
‫حتی بیشتر.

25:11.460 --> 25:12.500
‫- راه بیفت.
‫- بیا.

25:14.460 --> 25:17.459
‫خانم ها و آقایون، ایتن وینتر.

25:23.460 --> 25:30.460
‫اِم... این نمایشگاه بزرگداشتی
‫برای همسر مرحومم...

25:37.460 --> 25:40.460
‫امشب همه چی درباره سیمون ادوارده.

25:42.460 --> 25:46.460
‫بعضی از شما...
‫داستانش رو از قبل میدونین.

25:47.460 --> 25:50.459
‫ولی برای اونایی که نمیدونن،

25:50.460 --> 25:53.500
‫شاید این نمایشگاه یه بخشی
‫ از اون رو براتون تعریف کنه.

25:55.460 --> 25:58.460
‫این... یه داستان فوق العاده است.

25:59.460 --> 26:01.460
‫و این آثار هم فوق العاده ان.

26:04.140 --> 26:06.460
‫ولی بهتون نمیگه سیمون
‫واقعاً چه جور آدمی بود...

26:07.460 --> 26:09.460
‫...منم نمیتونم.

26:10.460 --> 26:13.460
‫چون واقعاً کلمه ای براش پیدا نمیشه.

26:16.460 --> 26:18.460
‫تنها چیزی که میدونم اینه که سیمون...

26:22.460 --> 26:25.459
‫...سیمون مثل یه آتیش بود

26:25.460 --> 26:29.460
‫که توی دل هر کسی که میشناخت
‫یه جرقه روشن میکرد.

26:31.460 --> 26:36.459
‫و فقط امیدوارم امشب
‫بتونین اون جرقه رو اینجا پیدا کنین.

26:36.460 --> 26:39.460
‫شاید موقع رفتن یه تیکه اش رو
‫با خودتون ببرین خونه.

26:40.460 --> 26:43.500
‫لذت ببرین.

28:16.460 --> 28:20.459
‫- باید یکی از اونا برمیداشتم.
‫- خوب نیست؟

28:20.460 --> 28:22.459
‫فکر کردم اسپانسرش یه شرکت نوشیدنیه.

28:22.460 --> 28:25.979
‫- آهان، برای شراب اومدی.
‫- نه فقط برای اون.

28:25.980 --> 28:30.459
‫نمایشگاه به نظر جالب می اومد.

28:30.460 --> 28:32.459
‫- خب، بود؟
‫- آره.

28:32.460 --> 28:34.460
‫بیشتر از چیزی که فکر میکردم.

28:37.460 --> 28:41.459
‫فقط یه مشت عکس قشنگ نبود.

28:41.460 --> 28:45.460
‫- یه حرفی برای گفتن داشت، میفهمی؟
‫- آره، میفهمم.

28:46.500 --> 28:51.139
‫خب... تو چرا اومدی اینجا؟

28:51.140 --> 28:55.459
‫- اِ... مجبور بودم یه سخنرانی کنم.
‫- واقعا؟ چرا؟

28:55.460 --> 28:57.460
‫عکاس رو میشناختم.

28:59.460 --> 29:00.460
‫حیف شد از دستش دادم.

29:02.460 --> 29:06.459
‫- باید برم.
‫- نمایشگاه بعدی میبینمت.

29:06.460 --> 29:08.459
‫شرابش افتضاحه، ولی مجانیه.

29:08.460 --> 29:10.460
‫از آشناییت خوشحال شدم.

29:30.460 --> 29:33.459
‫- سلام.
‫- سلام.

29:33.460 --> 29:36.459
‫- چیزی خوردی؟ من دارم از گشنگی میمیرم.
‫- اِ... آره.

29:36.460 --> 29:39.459
‫یه غذای بیرون بر توی یخچاله. چیکن دانساک.

29:39.460 --> 29:40.980
‫عالیه.

29:43.460 --> 29:46.499
‫- کار چطور بود؟
‫- اوف، منابع انسانی داره دیوونه ام میکنه.

29:46.500 --> 29:48.459
‫کی بود؟

29:48.460 --> 29:49.198
‫منظورت چیه؟

29:49.222 --> 29:51.459
‫همین الان توی ماشین با
‫کی تلفنی حرف میزدی؟

29:51.460 --> 29:55.499
‫اوه، تماس کاری بود. چیز خاصی نیست.

29:55.500 --> 29:57.300
‫ارزیابی های ماهانه.

29:58.460 --> 29:59.460
‫همون داستان همیشگی، میدونی که.

30:03.460 --> 30:04.660
‫هوم.

30:06.460 --> 30:08.459
‫خب، شاید سلیم دیگه مظنون نباشه،

30:08.460 --> 30:10.499
‫ولی پدرش مروان تقریباً قدش به قاتل میخوره.

30:10.500 --> 30:12.459
‫وضع مالیش چطوره؟

30:12.460 --> 30:14.459
‫طبق حساب های شرکتش،

30:14.460 --> 30:16.459
‫توی رکود حسابی به مشکل خورده.

30:16.460 --> 30:17.499
‫یعنی طرف مشاور مالیه،

30:17.500 --> 30:19.459
‫و فکر میکنم برای همین از شهر رفتن.

30:19.460 --> 30:22.299
‫- برای جور کردن پول؟
‫- خونه ها اینجا ارزون ترن.

30:22.300 --> 30:25.459
‫اون آکادمی گلفی هم که
‫انقدر اصرار داره پسرش بره،

30:25.460 --> 30:28.459
‫اگه سلیم بورسیه نگیره،
‫محاله بتونن هزینه اش رو بدن.

30:28.460 --> 30:33.299
‫باشه. مروان میفهمه مالی بارداره
‫و ازش اخاذی میکنه.

30:33.300 --> 30:35.459
‫شاید پول بیشتری میخواد.
‫میره خونه مزرعه.

30:35.460 --> 30:38.459
‫مالی میگه نه. دعواشون میشه. بنگ.

30:38.460 --> 30:42.459
‫بازرس، خیلی خوبه ولی ببخشید،
‫من دوباره اینجا چیکار میکنم؟

30:42.460 --> 30:44.459
‫گفتی یکی محکم گرفته بودش.

30:44.460 --> 30:47.459
‫از روی الگوی کبودی ها
‫میتونی بفهمیکار کی بوده؟

30:47.460 --> 30:50.299
‫نمیتونم با قطعیت یه نفر رو شناسایی کنم،

30:50.300 --> 30:52.460
‫ولی میتونم یه حدودی بگم.

30:53.460 --> 30:55.460
‫عالیه. بریم.

30:59.980 --> 31:03.459
‫- مطمئنی نمیخوای با ماشین من بریم؟
‫- ترجیح میدم راحت سفر کنم.

31:03.460 --> 31:05.459
‫دیدم چقدر آشغال توی ماشینت میریزی.

31:05.460 --> 31:07.459
‫کلاسیکه.

31:07.460 --> 31:08.459
‫باید توش زندگی کرد.

31:08.460 --> 31:10.459
‫♪ توی ذهنم... ♪

31:10.460 --> 31:13.459
‫ای بابا، فکر میکردم طرفدار جزی.

31:13.460 --> 31:14.499
‫به نظرت شبیه طرفدار جز میام؟

31:14.500 --> 31:16.459
‫♪ سؤال هایی که به هم گره خوردن... ♪

31:16.460 --> 31:18.459
‫مایلز دیویس،
‫Kind of Blue؟

31:18.460 --> 31:21.459
‫- چی؟
‫- همون صفحه ای که آنتونی برات خریده بود.

31:21.460 --> 31:23.459
‫♪ میشه حرف بزنیم؟ حلش کنیم؟ ♪

31:23.460 --> 31:26.459
‫جز منو کهیر میزنه،
‫تازه اصلاً دستگاه پخش صفحه هم نداریم.

31:26.460 --> 31:28.459
‫اوه، حتماً اشتباه کردم.

31:28.460 --> 31:30.819
‫نه، اشتباه نکردی.

31:30.820 --> 31:33.460
‫♪ که بهش چنگ بزنم، عزیزم ♪

31:34.460 --> 31:36.459
‫♪ فقط یه نوری بتابون ♪

31:36.460 --> 31:38.820
‫♪ یه کم بجنگ. ♪

31:47.460 --> 31:49.459
‫سلیم به همه سؤال هات جواب داده.

31:49.460 --> 31:52.819
‫میدونی بی گناهه، پس اینجا چیکار میکنی؟

31:52.820 --> 31:55.499
‫وضع مالی فعلیت چطوره؟

31:55.500 --> 31:57.459
‫تا جایی که میدونم بدهی سنگینی داری.

31:57.460 --> 32:00.459
‫این یه موضوع شخصیه و به شما ربطی نداره.

32:00.460 --> 32:01.459
‫متأسفم، ولی ربط داره.

32:01.460 --> 32:03.459
‫- از مالی پول خواستی؟
‫- قطعاً نه.

32:03.460 --> 32:04.820
‫ولی میدونستی بارداره؟

32:06.820 --> 32:08.299
‫آره.

32:08.300 --> 32:10.459
‫میدونستی بنجامین ناباروره؟

32:10.460 --> 32:12.460
‫آره.

32:13.460 --> 32:18.460
‫من به مروان گفتم. مالی به من گفته بود...
‫چون بهم اعتماد داشت.

32:19.500 --> 32:22.459
‫اون شب رفتم خونه مزرعه.

32:22.460 --> 32:26.459
‫از ظاهرش فهمیدم بارداره،
‫خودش هم تأیید کرد.

32:26.460 --> 32:27.660
‫و من...

32:31.820 --> 32:33.459
‫فکر کردم تو باهاش خوابیدی.

32:33.460 --> 32:34.819
‫چی؟

32:34.820 --> 32:37.459
‫فقط توی صورتم خندید و... نمیدونم،

32:37.460 --> 32:39.459
‫عصبانی شدم.

32:39.460 --> 32:42.459
‫بعد گفت بچه مال سلیمه،

32:42.460 --> 32:44.659
‫و باورم نمیشد این طوری بهم خیانت کرده باشه.

32:44.660 --> 32:45.979
‫خیانت به تو؟

32:45.980 --> 32:47.460
‫حس من این بود.

32:49.460 --> 32:51.460
‫دوستم بود و سلیم هم م...

32:54.460 --> 32:56.459
‫اشکالی نداره اگه...؟

32:56.460 --> 32:57.448
‫دست راستت رو ببینم.

32:57.472 --> 32:58.460
‫- چی؟
‫- فقط دست راستت.

33:02.660 --> 33:03.820
‫ممنون.

33:07.460 --> 33:09.659
‫جای گرفتن دست باهاش جور درمیاد.

33:09.660 --> 33:11.500
‫من... من... قسم میخورم، من نکشتمش.

33:15.460 --> 33:16.459
‫نمیدونم چی شد.

33:16.460 --> 33:19.459
‫من... من... فکر کنم گرفتمش و ما...

33:19.460 --> 33:23.460
‫نمی... نمیدونم. خیلی احمقانه بود، خیلی.

33:24.460 --> 33:25.460
‫بعد هم رفتم.

33:26.820 --> 33:29.460
‫و-ولی قسم میخورم، من... من نکشتمش.

33:32.460 --> 33:35.299
‫سلیم و کاترین هر دو اون شب رفتن پیش مالی.

33:35.300 --> 33:37.139
‫درسته. ولی میدونیم سلیم بنجامین رو نکشته،

33:37.140 --> 33:39.459
‫و هیچ مدرک فیزیکی هم
‫علیه هیچ کدومشون نداریم.

33:39.460 --> 33:40.459
‫آره. نه، میدونم.

33:40.460 --> 33:43.819
‫اگه مروان و کاترین با هم کار میکردن چی؟

33:43.820 --> 33:46.459
‫- مدرکش کجاست؟
‫- آره.

33:51.460 --> 33:52.460
‫روهان، چیزی پیدا کردی؟

33:53.500 --> 33:56.819
‫آره، اطلاعات ساعت هوشمند
‫مالی رو کشیدم بیرون.

33:56.820 --> 33:59.299
‫هر شبکه وای فایی که
‫از کنارش رد شده رو ثبت کرده،

33:59.300 --> 34:01.460
‫یعنی میتونم مسیر رفت و آمدش رو دربیارم.

34:05.460 --> 34:07.459
‫روزی که آخرین
‫برداشت نقدی بزرگ رو انجام داد،

34:07.460 --> 34:10.459
‫جی پی اس رو خاموش کرد،
‫ولی وای فای رو نه.

34:10.460 --> 34:12.460
‫ساعتش به روتر همین کافه وصل شده.

34:18.140 --> 34:20.459
‫زاویه اش خیلی خوب نیست.

34:20.460 --> 34:22.460
‫بذار زمان درستش رو پیدا کنیم.

34:25.980 --> 34:28.140
‫باشه. خودشه؟

34:33.460 --> 34:34.460
‫منتظر میمونه.

34:37.140 --> 34:38.460
‫اینجاست.

34:39.460 --> 34:42.460
‫- صورتش معلوم نیست.
‫- لعنتی. فکر کردم گرفتیمش.

34:43.980 --> 34:45.460
‫- فقط همین یه دوربینه؟
‫- آره.

34:51.820 --> 34:53.460
‫چیه؟

34:55.460 --> 34:58.460
‫چیه، کفش هاش؟ چی پوشیده؟

34:59.460 --> 35:00.460
‫بوت موتورسواری؟

35:02.300 --> 35:03.460
‫موتورسوارِه.

35:22.460 --> 35:24.459
‫اِیمی حتماً به اریک گفته مالی بارداره.

35:24.460 --> 35:25.459
‫وقتی باهاش حرف زدم،

35:25.460 --> 35:27.459
‫دنبال یه عاشق حسود بودم، نه یه اخاذ.

35:27.460 --> 35:29.299
‫سوگیری تأییدی.

35:29.300 --> 35:30.460
‫- تشخیص روان شناسی نمیخوام.
‫- ببخشید.

35:33.460 --> 35:34.460
‫اریک؟

35:39.460 --> 35:40.460
‫قفله!

35:42.460 --> 35:43.460
‫اریک؟

35:48.460 --> 35:49.500
‫اریک؟

35:52.460 --> 35:54.819
‫باز شد.

35:54.820 --> 35:57.460
‫- کرکره ها رو باز کن.
‫- باشه.

35:59.500 --> 36:02.459
‫من کارآگاه بل هستم، پلیس آگاهی مرکزی.

36:02.460 --> 36:04.819
‫فوراً کمک پزشکی برای یه فرد بیهوش میخوام.

36:04.820 --> 36:07.459
‫شماره ۲۵، تاتن لین. زنده است؟

36:07.460 --> 36:08.659
‫نفس نمیکشه.

36:08.660 --> 36:10.715
‫باید تا رسیدن امدادگرها
‫احیای قلبی رو ادامه بدم.

36:10.739 --> 36:11.459
‫چقدر طول میکشه؟

36:11.460 --> 36:12.660
‫آره، تو راهن.

36:17.460 --> 36:19.459
‫- اون چیه؟
‫- اعتراف نامه هست.

36:19.460 --> 36:22.460
‫عذرخواهی کرده.
‫بابت بارداری از مالی اخاذی میکرده.

36:30.140 --> 36:34.459
‫اِیمی، نمیدونم از کجا شروع کنم.

36:34.460 --> 36:36.459
‫نمیتونم با عذاب وجدان
‫کاری که کردم زندگی کنم،

36:36.460 --> 36:38.139
‫و تو حق داری حقیقت رو بدونی

36:38.140 --> 36:40.460
‫درباره اتفاقی که
‫واقعاً اون روز برای خواهرت افتاد.

36:41.460 --> 36:44.459
‫وقتی درباره بارداری مالی بهم گفتی،

36:44.460 --> 36:46.459
‫فکر نمیکردم بدش بیاد یه کم بهمون پول بده

36:46.460 --> 36:47.660
‫تا گاراژ رو سرپا نگه داریم.

36:49.460 --> 36:52.459
‫هیچ وقت به نظرم عادلانه نبود
‫که اون همه چی رو

36:52.460 --> 36:54.460
‫از پدر و مادرت به ارث ببره
‫و تو هیچی نگیری.

37:00.460 --> 37:02.459
‫ولی طمع کردم.

37:02.460 --> 37:03.459
‫اسلحه رو بده من!

37:03.460 --> 37:06.140
‫گفت دیگه پول نقد نداره،
‫منم عصبانی شدم.

37:07.460 --> 37:09.459
‫اصلاً نرفته بودم اونجا که بهش آسیب بزنم.

37:09.460 --> 37:11.500
‫فقط وقتی اسلحه رو برداشت ترسیدم.

37:16.460 --> 37:19.460
‫همون موقع باید میرفتم.
‫کاش رفته بودم.

37:20.820 --> 37:22.460
‫بعد بنجامین اومد خونه.

37:23.820 --> 37:26.460
‫نمیخواستم مالی رو ببینه
‫که توی آشپزخونه افتاده.

37:37.460 --> 37:39.460
‫من خواهر زشته بودم.

37:40.460 --> 37:46.460
‫مالی باهوش تر بود،
‫خوشگل تر بود، از هر نظر بهتر بود.

37:49.140 --> 37:51.459
‫خودم میدونستم هیچی نیستم.

37:51.460 --> 37:54.459
‫مامان و بابا هم به اندازه کافی
‫اینو تو سرم زده بودن.

37:54.460 --> 38:01.300
‫یه مدت خیلی از کنترل خارج شدم،
‫یه کارای بدی کردم و با اریک آشنا شدم.

38:04.460 --> 38:06.660
‫اونم مشکلات خودش رو داشت،
‫ولی همیشه با من خوب بود.

38:08.660 --> 38:11.460
‫همیشه سعی میکرد
‫برای من یه کسی باشه...

38:12.460 --> 38:14.460
‫...جای خالی مامان و بابا رو پر کنه.

38:17.460 --> 38:20.300
‫مدت زیادی از مرگشون نگذشته بود
‫که از خونه بیرونمون کردن.

38:21.460 --> 38:22.460
‫مالی باهام تماس گرفت.

38:24.460 --> 38:26.460
‫همه چی رو برای اون گذاشته بودن.

38:27.460 --> 38:30.460
‫منم که هیچی نبودم،
‫معلومه هیچی گیرم نیومد.

38:32.460 --> 38:34.460
‫اریک از این موضوع متنفر بود.

39:22.460 --> 39:24.299
‫هدف از مراجعه؟

39:24.300 --> 39:25.868
‫برای یه پرونده قدیمی باید از زندانی

39:25.892 --> 39:27.459
‫رابرت پارکر نمونه
‫حذف مظنون بگیرم.

39:27.460 --> 39:30.460
‫بخش بیماران محدودشده هست.
‫میشه کیفتون رو ببینم؟

39:40.460 --> 39:42.460
‫باشه. میتونین برین داخل.

40:13.460 --> 40:15.460
‫منو یادت نمیاد، نه؟

40:20.460 --> 40:21.460
‫خب، من تو رو یادمه.

40:26.460 --> 40:29.140
‫هر روز صورتت رو میبینم...

40:31.460 --> 40:32.500
‫...به خاطر کاری که کردی.

40:42.460 --> 40:44.460
‫برای همین قراره بهم کمک کنی.

40:54.460 --> 40:57.499
‫تکون بخوری گلوت رو جر میدم.

41:06.500 --> 41:10.459
‫- حالا منو یادت اومد؟
‫- با من چیکار کردی؟

41:10.460 --> 41:12.459
‫- اون چیه؟
‫- آدرنالین خالص.

41:12.460 --> 41:14.299
‫سریع اثر میکنه، ولی زیاد نمیمونه،

41:14.300 --> 41:16.660
‫پس خوب گوش کن
‫و خیلی دقیق جوابم رو بده. فهمیدی؟

41:24.460 --> 41:26.460
‫شبی که سیمون مُرد...

41:29.460 --> 41:30.660
‫...یادت میاد؟

41:35.460 --> 41:37.300
‫چشم هات رو ببند.

41:38.660 --> 41:39.820
‫ببند.

41:41.460 --> 41:45.460
‫نفس بکش. آروم، آروم.

41:46.460 --> 41:48.459
‫هیس.

41:48.460 --> 41:50.460
‫میخوام اون شب رو تصور کنی...

41:53.820 --> 41:56.460
‫...مثل یه تصویر روی صفحه تلویزیون.

41:58.460 --> 42:01.460
‫تو داخل اتفاق نیستی.
‫فقط داری تماشاش میکنی.

42:04.460 --> 42:08.460
‫جلوی آپارتمان سیمون وایسادی.
‫چی میبینی؟

42:10.500 --> 42:14.459
‫در... بازه.

42:14.460 --> 42:15.460
‫برو تو.

42:21.460 --> 42:24.139
‫نه. نه.

42:24.140 --> 42:25.459
‫- نه.
‫- چیه؟ چی شده؟

42:25.460 --> 42:26.460
‫- چی میبینی؟
‫- خون.

42:28.460 --> 42:30.460
‫سیمون.

42:32.460 --> 42:34.460
‫آره.

42:35.460 --> 42:37.460
‫چون یه چاقو برداشتی...

42:40.460 --> 42:41.659
‫...و گلوی اون رو بریدی.

42:41.660 --> 42:43.459
‫یه چاقو اونجا بود، ولی من نبریدمش.

42:43.460 --> 42:45.459
‫هرگز. من این کارو نمیکردم.

42:45.460 --> 42:47.459
‫روی انگشت شستش یه مثلث بریدی،

42:47.460 --> 42:49.459
‫بعد هم به یکی گفتی که این کارو کردی.

42:49.460 --> 42:52.459
‫من نکردم. هیچ وقت نمیبریدمش.

42:52.460 --> 42:54.460
‫خیلی زیباست.

42:58.140 --> 43:00.820
‫- چی؟
‫- مستقیم داره به من نگاه میکنه.

43:05.460 --> 43:07.460
‫یه چیزی گفت.

43:09.460 --> 43:11.460
‫پگاسوس.

43:12.660 --> 43:15.459
‫- منظورش چی بود؟
‫- نمیدونم.

43:15.460 --> 43:18.459
‫- منظورش چی بود؟!
‫- نمیدونم.

43:18.460 --> 43:19.460
‫نمیدونم.

43:21.140 --> 43:22.460
‫نمیدونم.

44:09.460 --> 44:13.460
‫- کسی اومده توی دفتر من؟
‫- اِ... نه، فکر نکنم.

44:52.460 --> 44:53.459
‫منظورت چی بود؟

44:53.460 --> 44:57.459
‫منظورت چیه؟ پگاسوس. چیه؟

44:57.460 --> 45:00.459
‫یه اسب بزرگ بالدار. یونانیه، میدونی؟

45:00.460 --> 45:02.459
‫نه، نه. الهام شاعرانه، خلاقیت...

45:02.460 --> 45:03.459
‫نه، نه، نه، تو همین کلمه رو به پارکر گفتی.

45:03.460 --> 45:07.459
‫منظورت چی بود؟

45:22.460 --> 45:25.459
‫فکر کردی کی هستی؟

45:25.460 --> 45:27.979
‫- ببخشید؟ اینجا چیکار میکنی؟
‫- نه، این کارو نکن.

45:27.980 --> 45:30.459
‫وارد دفترم شدی، کامپیوترم رو هک کردی،

45:30.460 --> 45:31.948
‫و به پرونده های محرمانه پلیس

45:31.972 --> 45:33.459
‫- دسترسی پیدا کردی.
‫- یه جسد توی سردخونه هست.

45:33.460 --> 45:35.459
‫رزمری لاکهارت.
‫به عنوان خودکشی ثبت شده،

45:35.460 --> 45:36.459
‫ولی همون علامت رو داره...

45:36.460 --> 45:38.459
‫- متکبر، احمق، خودخواه.
‫- به من گوش کن!

45:38.460 --> 45:39.499
‫ما چطوری باید با هم کار کنیم؟

45:39.500 --> 45:42.459
‫همون علامتیه که قاتل روی
‫شست سیمون گذاشته بود، یه مثلث.

45:42.460 --> 45:44.659
‫طوری صحنه سازی شده
‫که خودکشی به نظر بیاد،

45:44.660 --> 45:47.460
‫ولی فکر میکنم
‫رزمری لاکهارت به قتل رسیده.

45:52.460 --> 45:55.499
‫با جعل و فریب وارد یه بخش امنیتی شدی

45:55.500 --> 45:58.819
‫و یکی از بیمارهاشون،
‫رابرت پارکر، رو تهدید کردی،

45:58.820 --> 46:01.459
‫همون مردی که سیمون رو کشت.

46:01.460 --> 46:02.460
‫آره، در جریانم.

46:03.500 --> 46:07.459
‫میفهمم اون اتفاق
‫چقدر میتونه هنوز عذابت بده،

46:07.460 --> 46:10.460
‫ولی این مجوز نمیده قانون رو زیر پا بذاری.

46:11.820 --> 46:13.459
‫فکر میکردم
‫میتونم بهت اعتماد کنم. لورن...

46:13.460 --> 46:15.300
‫ولی حالا معلومه که نمیتونم.

46:16.460 --> 46:36.460
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
