WEBVTT

00:02.000 --> 00:13.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:13.760 --> 00:14.760
‫بزن کنار.

00:18.960 --> 00:20.959
‫رئیس.
‫خودت یکی بگیر.

00:20.960 --> 00:24.759
‫باشه، حالا پیاده شو
‫همون طور که گفتم.

00:24.760 --> 00:26.760
‫فکر کنم ازش خوشت میاد.

00:32.760 --> 00:33.760
‫تو اینجا چیکار میکنی؟

00:34.760 --> 00:35.760
‫ببخشید؟

00:37.760 --> 00:39.120
‫هیچی.

00:41.000 --> 00:48.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:49.760 --> 00:51.759
‫اینجا دکتر هست؟

00:51.760 --> 00:54.759
‫- کسی نیست؟
‫- بله.

00:54.760 --> 00:56.600
‫زود باش. لطفا عجله کن.

00:58.760 --> 01:01.759
‫تلوتلو میخورد و من...
‫اولش فکر کردم مسته،

01:01.760 --> 01:03.759
‫ولی بعد یهو افتاد زمین.

01:03.760 --> 01:04.759
‫بعد خون رو دیدم.

01:04.760 --> 01:06.759
‫- آمبولانس خبر کردی؟
‫- آره، کردم.

01:06.760 --> 01:07.759
‫فکر میکنی بهش چاقو زدن؟

01:07.760 --> 01:10.759
‫نفسش طبیعیه. میشناسیش؟

01:10.760 --> 01:13.759
‫اسمش رو نه، ولی همیشه میاد اینجا.
‫فکر کنم همین دور و بر زندگی میکنه.

01:13.760 --> 01:17.279
‫زخم قابل دیدنی نداره.
‫هیچ نشونه ای از خونریزی بیرونی نیست،

01:17.280 --> 01:18.759
‫پس این همه خون از کجا اومده؟

01:18.760 --> 01:19.759
‫لوکاس...

01:19.760 --> 01:22.799
‫سلام. نگام کن. من دکتر وینترم.

01:22.800 --> 01:25.759
‫میتونی بهم بگی
‫چه اتفاقی برات افتاده؟

01:25.760 --> 01:26.759
‫لوکاس...

01:26.760 --> 01:28.759
‫لوکاس؟ لوکاس کیه؟

01:28.760 --> 01:31.759
‫لوکاس... این خون مال اون نیست.
‫ممکنه یه قربانی دیگه هم باشه.

01:31.760 --> 01:33.279
‫لوکاس زخمی شده؟

01:33.280 --> 01:35.600
‫مـ... میتونی بگی کجاست؟

01:36.760 --> 01:39.760
‫اگه اینقدر خون از دست داده باشه،
‫یا مُرده یا خیلی زود میمیره.

01:41.760 --> 01:43.759
‫خیابون نورانبی کجاست؟

01:43.760 --> 01:46.599
‫- یه خیابون اون طرف تره، سمت چپ.
‫- من حواسم بهش هست.

01:46.600 --> 01:47.759
‫- مطمئنی؟
‫- آره، برو.

01:47.760 --> 01:50.280
‫تکونش نده. تا امدادگرا برسن
‫باهاش حرف بزن.

01:56.760 --> 01:59.759
‫بازرس، لوکیشن رو برات فرستادم.

01:59.760 --> 02:00.959
‫چی؟ یعنی چی؟

02:00.960 --> 02:02.120
‫عجله کن.

02:18.960 --> 02:20.120
‫سلام؟

02:23.760 --> 02:25.759
‫سلام؟

02:29.760 --> 02:31.760
‫لوکاس؟

02:45.440 --> 02:46.759
‫اوه...

03:11.600 --> 03:12.760
‫چه بلایی سرت اومده؟

03:20.760 --> 03:22.760
‫چرا نفس نمیکشی؟

03:24.760 --> 03:26.759
‫- پنوموتوراکس فشاریه.
‫- وینتر؟

03:26.760 --> 03:27.960
‫اِ... آره، توی باغم.

03:31.760 --> 03:34.759
‫- یه خودکار لازم دارم.
‫- خودکار؟

03:34.760 --> 03:35.759
‫آره، خودکار توپی.

03:35.760 --> 03:36.800
‫- زود باش.
‫- باشه.

03:40.760 --> 03:42.759
‫- هرچی باشه.
‫- باشه.

03:42.760 --> 03:44.759
‫- اِ... این.
‫- پیدا کردی؟

03:44.760 --> 03:47.119
‫باشه، مغزیش رو دربیار.
‫کامل خالیش کن. آره.

03:47.120 --> 03:49.759
‫حالا یه مشروب قوی پیدا کن
‫که ضدعفونیش کنیم.

03:49.760 --> 03:51.759
‫- الکل، هرچی.
‫- باشه.

03:52.760 --> 03:54.440
‫زود باش، داره از دستم میره.

03:55.760 --> 03:57.759
‫- زود باش!
‫- باشه، گرفتمش، گرفتمش.

03:57.760 --> 03:59.759
‫- باشه، حالا کامل خیسش کن.
‫- باشه.

03:59.760 --> 04:00.760
‫باشه، دستات رو لازم دارم.

04:01.760 --> 04:03.119
‫- بذار روی دستای من.
‫- باشه.

04:03.120 --> 04:04.279
‫- فشار رو نگه دار.
‫- باشه.

04:04.280 --> 04:05.759
‫- باید پنوموتوراکس رو تخلیه کنم.
‫- چیو؟

04:05.760 --> 04:07.759
‫پنوموتوراکس رو.
‫ریه اش خوابیده.

04:07.760 --> 04:09.997
‫باید هوای داخل
‫حفره سینه اش رو خالی کنم.

04:10.021 --> 04:10.759
‫اوه، خدا.

04:10.760 --> 04:11.959
‫- آماده ای؟
‫- آره. نه.

04:11.960 --> 04:13.760
‫سه، دو، یک.

04:18.760 --> 04:20.760
‫همینه، همینه. نفس بکش.

04:22.760 --> 04:24.119
‫خوبی.

04:42.760 --> 04:44.800
‫مایا. حالش چطوره؟

04:45.760 --> 04:48.759
‫امدادگرا گفتن
‫ضربه به سر داشته.

04:48.760 --> 04:50.119
‫خونریزی داخلی.

04:50.120 --> 04:51.959
‫توی اون همه شلوغی
‫متوجهش نشدم.

04:51.960 --> 04:54.760
‫- تو همین الان جون اون مرد رو نجات دادی.
‫- آره، ولی جون اون رو نجات ندادم.

04:56.760 --> 04:58.759
‫نباید هیچ وقت
‫با تو تنهاش میذاشتم.

04:58.760 --> 05:01.280
‫امدادگر گفت هر کاری هم میکردیم باز میمرد.

05:02.760 --> 05:04.759
‫هر کاری از دستت برمیومد کردی.

05:04.760 --> 05:07.759
‫- اونجا فوق العاده بودی.
‫- ممنون.

05:07.760 --> 05:09.760
‫فقط کاش میتونستم
‫هر دوتاشون رو نجات بدم.

05:12.120 --> 05:14.759
‫ببخشید. مایا،
‫ایشون بازرس کارآگاه بل هستن.

05:14.760 --> 05:17.759
‫- لورن.
‫- خوشبختم.

05:17.760 --> 05:21.440
‫مایا، اِ... یه دوسته.

05:23.680 --> 05:24.719
‫آه، باید برگردم صحنه جرم.

05:24.720 --> 05:26.679
‫میای یه چیزیو نگاه کنی؟

05:26.680 --> 05:27.680
‫آره، حتما.

05:30.040 --> 05:34.679
‫فقط کنجکاوم بدونم...
‫واقعا فقط دوستیم؟

05:34.680 --> 05:36.680
‫نه، نه. اِم...

05:38.520 --> 05:39.679
‫آره، یه جورایی.

05:39.680 --> 05:41.679
‫فقط لازم دارم...

05:41.680 --> 05:43.679
‫یکم آروم پیش برم.

05:43.680 --> 05:46.679
‫توضیحش سخته،
‫ولی یه چیزایی سرم اومده.

05:46.680 --> 05:49.680
‫داری زیادی بهش فکر میکنی.
‫میتونیم آروم پیش بریم.

05:51.680 --> 05:54.200
‫یه حسی بهم میگه
‫ارزش صبر کردن رو داری.

05:55.680 --> 05:56.680
‫بهتره برم.

06:10.680 --> 06:14.679
‫جزمین تیلور و لوکاس جرارد،
‫۲۹ و ۲۵ ساله.

06:14.680 --> 06:17.679
‫نامزد بودن و قرار بوده ازدواج کنن،
‫طبق گفته همه خیلی هم خوشحال بودن،

06:17.680 --> 06:19.680
‫البته کی میدونه اصلا
‫کسی واقعا خوشحاله یا نه؟

06:20.680 --> 06:22.679
‫و این جای کوچیک و معمولی

06:22.680 --> 06:25.679
‫مال خانواده جرارده، درسته؟

06:25.680 --> 06:27.679
‫منظورت همین هتل پنج ستاره معمولیه،

06:27.680 --> 06:30.679
‫که توی راهنمای میشلن هم ثبت شده
‫و اسپا لوکس داره؟

06:30.680 --> 06:32.519
‫شبی چنده؟

06:32.520 --> 06:34.680
‫با حقوق پلیس که نمیشه رفت.

06:36.680 --> 06:38.879
‫همه بیاین، میشه
‫یه عکس دسته جمعی بگیریم؟

06:38.880 --> 06:40.679
‫همه توی کادر باشن.

06:40.680 --> 06:42.679
‫آره؟ خوبه.

06:42.680 --> 06:44.680
‫ما نامزد کردیم.

06:45.680 --> 06:46.679
‫اوه!

06:46.680 --> 06:49.680
‫تبریک میگم! چه خوب.

06:53.680 --> 06:55.680
‫از اتفاقی که برای جزمین افتاد
‫واقعا داغونیم.

06:57.200 --> 06:58.680
‫دختر خیلی دوست داشتنی ای بود.

07:00.680 --> 07:02.880
‫نمیتونم تصور کنم
‫لوکاس الان چه حالی داره.

07:03.880 --> 07:05.679
‫میدونی، داشتن برای
‫بچه دار شدن تلاش میکردن.

07:05.680 --> 07:07.679
‫حالش چطوره؟

07:07.680 --> 07:10.680
‫میگن حالش ثابته و داره بهتر میشه.

07:11.880 --> 07:13.879
‫میدونی، جزمین برای ما مثل دخترمون بود.

07:13.880 --> 07:16.359
‫اوه، ببین چی میگه!

07:16.360 --> 07:18.359
‫آدرین، لطفا.

07:18.360 --> 07:19.720
‫همه مون ناراحتیم.

07:24.680 --> 07:26.679
‫جزمین و لوکاس چطوری با هم آشنا شدن؟

07:26.680 --> 07:29.680
‫مطمئنید نمیتونم براتون
‫یه چای یا قهوه بیارم؟

07:30.680 --> 07:31.720
‫نه، چیزی نمیخوایم.

07:35.360 --> 07:37.680
‫آه، بله. خب...

07:38.680 --> 07:40.679
‫...جزمین کار میکنه...

07:40.680 --> 07:42.520
‫کار میکرد...

07:43.680 --> 07:46.680
‫...توی یه موسسه خیریه که
‫توی این هتل مراسم برگزار میکرد.

07:47.680 --> 07:49.880
‫همدیگه رو دیدن و خیلی زود با هم جور شدن.

07:51.680 --> 07:53.679
‫لوکاس یا جزمین دشمنی داشتن؟

07:53.680 --> 07:54.679
‫خدای من، نه.

07:54.680 --> 07:56.679
‫- اونا زوج بی نقصی بودن.
‫- بی خیال!

07:56.680 --> 07:58.679
‫همه یه دشمنی دارن.

07:58.680 --> 08:03.039
‫خواهش میکنم! برادرت توی بیمارستان
‫داره برای زنده موندن میجنگه.

08:03.040 --> 08:04.679
‫فقط دارم واقع بینانه حرف میزنم، مامان.

08:04.680 --> 08:06.679
‫باید به پلیس کمک کنیم.

08:06.680 --> 08:10.679
‫برخلاف لوکاس، آدرین هیچ علاقه ای
‫به کسب وکار خانوادگی نداره،

08:10.680 --> 08:13.679
‫ولی برای خرج کردن پول ما
‫خیلی هم علاقه منده.

08:14.680 --> 08:18.679
‫هنرمنده، اخلاقش هم برای همینه.

08:18.680 --> 08:20.680
‫باید ببخشیدش.

08:23.680 --> 08:26.679
‫واو، اینا خودشون یه پا سریال آبکی ان.

08:26.680 --> 08:29.679
‫آره. عملا جواب سوالم رو نداد.

08:29.680 --> 08:31.679
‫همه چی درباره
‫سابقه این خانواده رو میخوام.

08:31.680 --> 08:35.680
‫ببین چی میتونی پیدا کنی.
‫یه حس عجیبی بهشون دارم.

08:36.680 --> 08:38.520
‫این دیگه قراره چی باشه؟

08:42.680 --> 08:43.679
‫نمیدونم.

08:43.680 --> 08:47.519
‫من بدم نمیاد از هنر انتزاعی.
‫انرژی خوبی داره.

08:47.520 --> 08:49.679
‫- واقعا؟
‫- هوم.

08:49.680 --> 08:51.879
‫فکر نمیکردم کارشناس هنر باشی.

08:51.880 --> 08:54.679
‫باور کنی یا نه،
‫علایق دیگه ای هم دارم.

08:54.680 --> 08:56.679
‫اوه، خوش به حالت.

08:56.680 --> 08:57.679
‫من که ندارم.

08:59.360 --> 09:01.679
‫داشتم میگفتم چقدر
‫از این نقاشی خوشم اومده.

09:01.680 --> 09:02.679
‫کار پسرتونه؟

09:02.680 --> 09:05.679
‫اِ، نه. مال خودمه،
‫برای خیلی سال پیشه.

09:05.680 --> 09:07.519
‫یه زمانی یه کم نقاشی میکردم،

09:07.520 --> 09:09.680
‫ولی هیچ وقت فرصت نشد
‫جدی دنبالش کنم و...

09:10.720 --> 09:12.679
‫...خیلی هم خوب نبودم.

09:12.680 --> 09:15.200
‫برعکس، اگه معیار همین باشه
‫که خیلی هم خوب بودید.

09:17.680 --> 09:19.679
‫خیلی لطف دارید، بازرس.

09:19.680 --> 09:22.679
‫واقعا بابت رفتاری که اون تو داشتیم
‫معذرت میخوام.

09:22.680 --> 09:25.719
‫- حتما فکر میکنید یه خانواده دیوونه ایم.
‫- اصلا این طور نیست.

09:25.720 --> 09:28.680
‫ما فقط اینجاییم
‫تا بفهمیم چه اتفاقی افتاده.

09:44.680 --> 09:45.680
‫سلام، جزمین.

09:48.680 --> 09:49.680
‫من دکتر وینترم.

09:54.680 --> 09:56.680
‫از قبل میدونم چطوری مُردی.

09:57.720 --> 10:01.680
‫آسیب مغزی شدید
‫بر اثر ضربه یه جسم سنگین.

10:07.680 --> 10:10.519
‫لکه های قهوه ای روی عنبیه ها.

10:10.520 --> 10:13.040
‫با نوروفیبروماتوز همخونی داره.

10:15.680 --> 10:17.680
‫نامزد کرده بودی.

10:20.680 --> 10:23.680
‫ظاهرا داشتید برای
‫تشکیل خانواده برنامه میریختید.

10:25.880 --> 10:27.680
‫این جای زخم ها...

10:30.040 --> 10:31.880
‫...بعضیاشون تازه هستن.

10:34.680 --> 10:36.520
‫چرا این کار رو با خودت کردی؟

10:39.040 --> 10:41.680
‫یه اتفاق تاریک تری
‫توی زندگیت افتاده بود؟

10:44.680 --> 10:45.720
‫ببخش که نتونستم نجاتت بدم.

10:47.680 --> 10:49.680
‫ولی میفهمم چه بلایی سرت اومده.

10:51.680 --> 10:52.680
‫قول میدم.

11:13.680 --> 11:14.680
‫لوکاس؟

11:17.200 --> 11:18.680
‫لوکاس.

11:24.360 --> 11:27.679
‫خیلی خوبه که از بخش مراقبت های ویژه
‫منتقلت کردن.

11:27.680 --> 11:29.680
‫حتما خوب داری بهبود پیدا میکنی.

11:31.520 --> 11:33.680
‫برای از دست دادن نامزدت متاسفم.

11:35.200 --> 11:37.680
‫فکر میکنی حالش رو داری
‫به چندتا سوال جواب بدی؟

11:39.680 --> 11:40.680
‫- آره.
‫- ممنون.

11:42.680 --> 11:46.680
‫اگه میشه فقط...
‫برام تعریف کن چه اتفاقی افتاد.

11:49.680 --> 11:52.200
‫اون روز یه کم زودتر از معمول
‫از سر کار برگشتم...

11:54.360 --> 11:55.680
‫...و جزمین خونه بود.

11:57.680 --> 12:00.680
‫رفتم تو و برای سلام کردن بوسیدمش.

12:02.680 --> 12:05.680
‫بعد یهو فهمیدم یکی پشت سرمه.

12:07.040 --> 12:08.679
‫قبل از اینکه حتی برگردم،

12:08.680 --> 12:11.680
‫فرو رفتن چاقو رو
‫توی پهلوی سینه ام حس کردم و...

12:14.680 --> 12:15.720
‫...اون درد رو.

12:18.680 --> 12:21.040
‫و جزمین سعی کرد جلوشون رو بگیره.

12:22.680 --> 12:25.680
‫فکر کنم، ولی من...
‫بعدش بیهوش شدم.

12:27.680 --> 12:29.680
‫آخرین باری که زنده دیدمش
‫همون موقع بود...

12:30.880 --> 12:33.040
‫...داشت سعی میکرد جونم رو نجات بده.

12:36.680 --> 12:39.680
‫- مهاجم رو دیدی؟
‫- نه.

12:40.680 --> 12:41.680
‫همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد.

12:44.680 --> 12:46.679
‫لوکاس، ایشون دکتر وینتره.

12:46.680 --> 12:49.680
‫- همون کسیه که جونت رو نجات داد.
‫- که چی؟

12:52.200 --> 12:54.679
‫خب، بالاخره خوشحالم میبینمت، لوکاس.

12:54.680 --> 12:55.680
‫ببخشید بابت اون...

12:57.680 --> 13:01.679
‫روی بدن جزمین نشونه هایی
‫از خودزنی پیدا کردیم

13:01.680 --> 13:04.200
‫و بررسی محتویات معده اش
‫قرص خواب نشون داد.

13:05.360 --> 13:09.679
‫اِم... حال روحی جزمین
‫توی چند ماه اخیر چطور بود؟

13:09.680 --> 13:11.679
‫از چه نظر؟

13:11.680 --> 13:14.720
‫فقط وضعیت روحیش در کل.
‫چیزی اذیتش میکرد؟

13:16.680 --> 13:18.199
‫نه، نه واقعا.

13:18.200 --> 13:20.679
‫میدونی چرا قرص خواب خورده بود؟

13:20.680 --> 13:22.679
‫هنوز اول شب بود.

13:22.680 --> 13:24.679
‫قبلا هم کاری شبیه این کرده بود؟

13:24.680 --> 13:29.680
‫بعد از یه سفر اخیر
‫یه دوره عجیب داشت.

13:31.200 --> 13:34.680
‫افسرده شد و ازم فاصله گرفت.

13:37.680 --> 13:40.679
‫باشه. خب، ممنون که وقت گذاشتی.

13:40.680 --> 13:42.680
‫میذاریم یکم استراحت کنی.

13:48.520 --> 13:50.680
‫سخته آدمی باشی که جا میمونه، نه؟

13:54.360 --> 13:56.680
‫فقط روز به روز پیش برو.

13:58.680 --> 14:00.680
‫به خودت سخت نگیر، باشه؟

14:19.680 --> 14:21.519
‫خوبی؟

14:21.520 --> 14:22.679
‫برات سخت بود؟

14:22.680 --> 14:24.680
‫فقط دلم براش میسوزه، همین.

14:26.680 --> 14:30.680
‫- دیدن لوکاس یادت انداخت.
‫- عذاب وجدان بازمانده، آره.

14:31.680 --> 14:33.880
‫فقط میدونم قراره چقدر براش سخت باشه.

14:35.680 --> 14:37.879
‫آخه چطوری به یکی میگی،

14:37.880 --> 14:42.680
‫هیچ وقت خوب نمیشی و دیگه
‫هیچ وقت آدم قبلی نمیشی؟

14:44.880 --> 14:46.360
‫اوه، ایتن.

14:47.680 --> 14:49.679
‫میدونی، فکر کنم این اولین باره

14:49.680 --> 14:51.680
‫میشنوم اسم کوچیکم رو صدا میزنی.

14:59.680 --> 15:01.680
‫وقتی وارد خونشون شدم...

15:07.680 --> 15:10.680
‫...دقیقا مثل شبی بود
‫که سیمون مُرد.

15:15.680 --> 15:17.680
‫همه جا خون بود.

15:21.360 --> 15:25.679
‫همون لحظه فهمیدم،
‫حتی قبل از اینکه لمسش کنم...

15:25.680 --> 15:27.039
‫نه!

15:27.040 --> 15:29.040
‫...که دیگه جونی توی بدنش نمونده.

15:32.680 --> 15:33.720
‫اوه، خدا.

15:35.720 --> 15:38.680
‫تحمل کردن همچین چیزی تقریبا غیرممکنه.

15:41.680 --> 15:42.680
‫کجا بود؟

15:43.880 --> 15:45.680
‫توی آپارتمانمون.

15:47.680 --> 15:49.679
‫همون جایی که هنوزم توش زندگی میکنم.
‫آره، میدونم.

15:49.680 --> 15:51.680
‫خیلی داغونه، نه؟

15:54.200 --> 15:55.680
‫ولی من، اِم...

15:57.680 --> 15:59.680
‫...فقط نمیتونم ولش کنم.

16:04.200 --> 16:05.680
‫غم انگیز نیست؟

16:21.680 --> 16:23.039
‫اِم...

16:23.040 --> 16:24.588
‫یه چیزای بیشتری درباره قربانی

16:24.612 --> 16:26.679
‫همون پرونده ای که
‫باهات در میون گذاشتم،

16:26.680 --> 16:28.519
‫همونی که همون علامت رو داشت.

16:28.520 --> 16:31.680
‫من هیچ ارتباطی با سیمون پیدا نکردم،
‫ولی شاید تو بتونی.

16:34.680 --> 16:36.680
‫کاملا بین خودمون بمونه، باشه؟

16:46.680 --> 16:48.679
‫دنبال چی میگردیم؟

16:48.680 --> 16:50.679
‫هر ارتباط گمشده ای.

16:50.680 --> 16:51.720
‫آره، ولی ارتباط با چی؟

16:55.680 --> 16:58.039
‫- یه لحظه وایسا.
‫- هوم؟

16:58.040 --> 17:00.679
‫این توی گزارش اولیه نبود، درسته؟

17:00.680 --> 17:01.680
‫نه.

17:05.880 --> 17:08.680
‫فکر کنم از همین الان میدونم اون چیه.

17:12.680 --> 17:15.680
‫اون فقط جای زخم نیست.

17:26.680 --> 17:29.680
‫ایمپلنت ضدبارداریه.
‫منم دقیقا همین رو دارم.

17:32.680 --> 17:36.680
‫صبر کن، مگه دکتر وینتر نگفت
‫خیلی دلش میخواسته بچه دار بشه؟

17:57.360 --> 17:58.679
‫- سلام.
‫- اوه، سلام.

17:58.680 --> 18:01.679
‫همین دور و بر بودم و، اِم...

18:01.680 --> 18:04.719
‫چه دروغ شاخداری!

18:04.720 --> 18:06.679
‫اِم... من...

18:06.680 --> 18:08.679
‫فقط توی پیام ها خیلی حرف نمیزدی

18:08.680 --> 18:11.679
‫و گفتم یه سر بیام و...

18:11.680 --> 18:14.679
‫اِم... حالا فکر میکنم
‫شاید فکر خوبی نبود.

18:14.680 --> 18:16.680
‫نه، نه، اِم... اشکالی نداره.

18:20.680 --> 18:22.679
‫ببین، اگه کس دیگه ای هست، مشکلی...

18:22.680 --> 18:23.679
‫نه، نه. قضیه اون نیست.

18:23.680 --> 18:25.679
‫فقط، اِم...

18:25.680 --> 18:27.680
‫وسط یه ماجرای سخت گیر افتادم،
‫واسه همین...

18:29.040 --> 18:32.680
‫- میتونم کمکت کنم؟
‫- فکر نکنم.

18:34.680 --> 18:36.679
‫دوست دارم دوباره ببینمت.

18:36.680 --> 18:38.680
‫فقط نه الان؟

18:40.680 --> 18:41.679
‫اشکالی نداره؟

18:41.680 --> 18:43.679
‫آره، حتما.

18:43.680 --> 18:46.680
‫هر وقت آماده بودی بهم زنگ بزن.

19:01.720 --> 19:04.188
‫اینکه از سیستم پلیس برای پیدا کردنت

19:04.212 --> 19:06.680
‫استفاده کردم کاملا غیرحرفه ای بود.

19:07.680 --> 19:11.199
‫اصلا از من بعید بود و قابل قبول هم نبود.

19:11.200 --> 19:12.720
‫- ولی من...
‫- ولی من داشتم بهت دروغ میگفتم...

19:14.680 --> 19:16.680
‫...و تو حق داشتی بدونی.

19:17.680 --> 19:18.880
‫- میفهمم.
‫- آره.

19:22.680 --> 19:24.680
‫با این یارو جدیه؟

19:27.680 --> 19:29.039
‫کارمون تمومه؟

19:29.040 --> 19:30.841
‫لازم داری علنی زندگی کنی

19:30.865 --> 19:33.680
‫و دیگه توی یه ازدواج
‫دگرجنس گرا نباشی؟

19:34.680 --> 19:35.680
‫من...

19:36.880 --> 19:38.679
‫واقعا نمیدونم چطوری جواب بدم...

19:38.680 --> 19:40.679
‫اوه نه، حتما قبلا
‫به این چیزا فکر کردی.

19:40.680 --> 19:43.680
‫- خب معلومه که کردم.
‫- فکر میکردی قضاوتت میکنم؟

19:47.200 --> 19:48.680
‫ترسو بودم.

19:51.880 --> 19:53.680
‫ولی دوستت دارم.

19:54.680 --> 19:55.880
‫همیشه دوستت داشتم.

19:59.680 --> 20:01.880
‫میفهمی که الان این حرف
‫یکم توخالی به نظر میاد.

20:37.680 --> 20:39.199
‫صبح بخیر، رئیس.

20:39.200 --> 20:41.679
‫- خوبی؟
‫- آره، خوبم. چی شده؟

20:41.680 --> 20:44.680
‫ببین، باید اینو ببینی. اِ...

20:46.200 --> 20:47.679
‫هوم. آها.

20:47.680 --> 20:49.679
‫اوه، روهان!

20:49.680 --> 20:51.679
‫روهان!

20:51.680 --> 20:53.680
‫رو، یادم نمیاد
‫این چیزه رو چطوری باز میکردیم.

20:54.680 --> 20:56.679
‫باشه، وسایل جزمین رو بررسی کردیم،

20:56.680 --> 20:58.188
‫همونایی که تیم صحنه جرم
‫از خونه برداشته بود

20:58.212 --> 20:59.719
‫و یه جعبه پر از نامه پیدا کردیم.

20:59.720 --> 21:01.679
‫پس...

21:01.680 --> 21:04.359
‫هنوز دوستم داری. خودتم میدونی.

21:04.360 --> 21:07.679
‫نمیذارم بری.
‫و آها، این یکی رو ببین، ببین.

21:07.680 --> 21:09.679
‫یه جور بی رحمی خاصیه

21:09.680 --> 21:11.719
‫وقتی میبینی کسی که دوستش داری
‫آروم آروم یکی دیگه رو انتخاب میکنه.

21:11.720 --> 21:13.679
‫آره، بیشتر از ۱۲ تا نامه هست،

21:13.680 --> 21:16.679
‫که طی پنج ماه
‫همه شون دستی بهش رسیده،

21:16.680 --> 21:17.679
‫و همشون هم بی نام ونشونن.

21:17.680 --> 21:19.679
‫یعنی ممکنه طرف
‫یه مزاحم سمج بوده باشه؟

21:19.680 --> 21:22.679
‫که بعد از جواب رد شنیدن
‫اومده بهش حمله کنه؟

21:22.680 --> 21:25.679
‫ولی هیچ DNA غریبه ای نداریم
‫که ثابتش کنه.

21:25.680 --> 21:27.679
‫دوباره یه سر به خونشون میزنم،

21:27.680 --> 21:29.679
‫ببینم چیزی رو جا انداختیم یا نه.

21:29.680 --> 21:31.719
‫- کار خوبی بود، روهان.
‫- ممنون، رئیس.

21:31.720 --> 21:34.519
‫اوه، اون روز یه درخواست
‫سامانه پلاک خوان دادی

21:34.520 --> 21:39.040
‫برای پلاک ماشینی که داشت
‫به سمت هتل آیوی ریج میرفت.

21:42.680 --> 21:43.679
‫خب که چی؟

21:43.680 --> 21:45.679
‫بخش پلاک خوان
‫درخواست بررسی فرستاده.

21:45.680 --> 21:48.679
‫روال عادیه، فقط باید بدونن
‫دلیل اون استعلام چی بوده.

21:48.680 --> 21:51.680
‫باشه. جزئیاتش رو براشون میفرستم.

21:55.000 --> 22:02.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:05.680 --> 23:06.719
‫پلیس!

23:06.720 --> 23:09.679
‫یا خدا! وینتر، ممکن بود بزنمت!

23:09.680 --> 23:11.679
‫اینجا چه غلطی میکنی؟

23:11.680 --> 23:13.679
‫خوبی؟

23:13.680 --> 23:14.679
‫نه!

23:18.680 --> 23:20.040
‫لورن؟

23:21.520 --> 23:22.680
‫چی شده؟

23:23.680 --> 23:25.040
‫چیزی نیست که تو بخوای نگرانش باشی.

23:26.680 --> 23:27.679
‫بی خیال.

23:27.680 --> 23:30.360
‫من همه سفره دلم رو برات باز کردم.

23:34.680 --> 23:35.720
‫اگه حتما باید بدونی...

23:37.680 --> 23:40.680
‫...تازه فهمیدم آنتونی، اِ...

23:43.200 --> 23:44.680
‫داره بهم خیانت میکنه...

23:45.680 --> 23:47.200
‫...با یه مرد.

23:51.680 --> 23:52.680
‫و من، اِم...

23:56.680 --> 23:58.679
‫...نمیدونم این یعنی گرایشش...

23:58.680 --> 24:02.039
‫برای همیشه عوض شده...

24:02.040 --> 24:04.680
‫و ازدواجمون تمومه یا نه.

24:05.680 --> 24:07.680
‫و نمیدونی از اینجا به بعد چیکار کنی؟

24:11.680 --> 24:16.519
‫میدونی، از لحظه ای که به دنیا میایم
‫تا روزی که میمیریم،

24:16.520 --> 24:19.679
‫قلب بی وقفه میزنه،
‫خون رو توی بدن میچرخونه،

24:19.680 --> 24:21.679
‫و زنده نگهمون میداره.

24:21.680 --> 24:24.680
‫این، اِ... یه معجزه تکاملیه.

24:26.680 --> 24:30.040
‫اینکه چرا باعث میشه
‫اون طور که هستیم احساس کنیم...

24:31.680 --> 24:33.360
‫...واقعا برام یه معمای کامله.

24:40.680 --> 24:42.680
‫بگو که نگفتی.

24:48.680 --> 24:50.679
‫من چیکار کنم؟

24:50.680 --> 24:53.680
‫به حرف زدن ادامه بده،
‫سعی کنید حلش کنید.

24:55.680 --> 24:57.679
‫قلب هاتون هنوز میزنه، فقط...

24:57.680 --> 25:00.360
‫شاید دیگه با یه ریتم نمیزنن.

25:01.680 --> 25:02.680
‫آره.

25:03.680 --> 25:04.880
‫اگه به من احتیاج داشتی، هستم.

25:08.680 --> 25:11.679
‫اصلا تو اینجا چیکار میکنی؟
‫اینجا صحنه جرمه!

25:11.680 --> 25:13.679
‫فقط دارم سعی میکنم بفهمم

25:13.680 --> 25:16.679
‫چی جزمین رو اون قدر ناراحت کرده بود
‫که میخواسته به خودش آسیب بزنه.

25:16.680 --> 25:18.680
‫داستان قرص های خواب
‫یه جاش نمیخونه.

25:19.680 --> 25:22.680
‫باید بفهمم از کجا گیرشون آورده
‫و چرا خوردشون.

25:24.360 --> 25:25.679
‫اون تو نیستن.

25:25.680 --> 25:27.040
‫باشه.

25:28.680 --> 25:30.680
‫- بریم پایین رو بگردیم.
‫- آره.

25:32.360 --> 25:35.679
‫پس مهاجم لوکاس
‫وقتی اون اومده خونه، از قبل اینجا بوده،

25:35.680 --> 25:38.680
‫ولی هیچ DNA ای نیست
‫و نمیفهمم چرا.

25:43.040 --> 25:44.679
‫- آها.
‫- چیه؟

25:44.680 --> 25:47.680
‫یه لحظه. صبر کن.

25:52.680 --> 25:54.679
‫دقیقا همون قرص خوابی که خورده.

25:54.680 --> 25:55.679
‫چهارتاش کمه.

25:55.680 --> 25:58.199
‫دوتاش توی بدنش بوده،
‫یه بسته کامل دیگه هم اینجاست.

25:58.200 --> 26:01.679
‫اصلا خوشم نمیاد که تیم جستجوی
‫به اصطلاح حرفه ایم اینارو ندیده.

26:01.680 --> 26:03.680
‫پس خوش شانس بودی
‫که من اینجا بودم.

26:04.680 --> 26:05.680
‫توی خونه من چیکار میکنید؟

26:06.680 --> 26:09.679
‫لوکاس. باید بیمارستان باشی.

26:09.680 --> 26:11.679
‫خودم مرخص شدم.

26:11.680 --> 26:15.200
‫- به پدرش زنگ میزنم.
‫- لازم بود برگردم...

26:16.360 --> 26:17.680
‫...و حسش کنم.

26:19.720 --> 26:21.680
‫خاطره ش رو.

26:22.680 --> 26:24.680
‫بوش رو.

26:25.680 --> 26:26.680
‫اشکالی نداره.

26:29.680 --> 26:31.200
‫خوبی.

26:37.680 --> 26:38.880
‫لوکاس، نگام کن.

26:41.680 --> 26:44.680
‫اون لکه های روی عنبیه هات،
‫از کِی داریشون؟

26:52.680 --> 26:53.679
‫کریستین ویتمن.

26:53.680 --> 26:55.879
‫نام خانوادگی قبل ازدواج مادر لوکاس.

26:55.880 --> 26:57.199
‫شغل ها رو ببین.

26:57.200 --> 26:59.679
‫پدر کارگر بوده،
‫مادر کارگر کارخانه،

26:59.680 --> 27:02.679
‫احتمالا برای همین هیچ وقت فرصت نکرده
‫نقاشی رو جدی دنبال کنه.

27:02.680 --> 27:04.679
‫قطعا ازدواجش باعث شد بره یه طبقه بالاتر.
‫مطمئنم فقط به خاطر عشق بوده.

27:04.680 --> 27:05.679
‫اوه، چه بدبین پیر و پاتالی!

27:05.680 --> 27:07.679
‫شاید فقط میخواسته
‫به جزمین کمک کنه یه پله بالاتر بره،

27:07.680 --> 27:09.679
‫چون اونم یه دختر دیگه
‫از یه خانواده معمولی بوده.

27:09.680 --> 27:12.359
‫- دوباره بگو چطوری آشنا شدن؟
‫- جزمین برای یه موسسه خیریه کار میکرد.

27:12.360 --> 27:14.679
‫ظاهرا کریستین شروع کرد اجازه دادن
‫که مراسم هاشون رو

27:14.680 --> 27:16.679
‫با تخفیف خیلی زیاد
‫توی هتل برگزار کنن.

27:16.680 --> 27:19.679
‫- هوم. منطقیه.
‫- اوه، اون که چیزی نیست.

27:19.680 --> 27:22.680
‫همون قیافه مسخره ای که وقتی
‫یه چیز آبدار پیدا میکنی میگیری.

27:23.680 --> 27:28.519
‫جزمین یه مدتی برای پول اضافه
‫مدل نقاشی زنده کار میکرد،

27:28.520 --> 27:32.679
‫همون جا با برادر لوکاس،
‫آدرین که نقاشه آشنا شد.

27:32.680 --> 27:34.679
‫خب، خیلی شبیه اینه که
‫با هم قرار میذاشتن.

27:34.680 --> 27:36.719
‫چون واقعا با هم قرار میذاشتن،

27:36.720 --> 27:39.719
‫تا وقتی که جزمین ولش کرد
‫و رفت سراغ برادر بزرگ تر.

27:39.720 --> 27:41.680
‫هیچ ایده ای ندارم چرا.

27:43.520 --> 27:45.680
‫نامه ها. اِ...

27:46.720 --> 27:48.679
‫آره، اینجاست.

27:48.680 --> 27:50.679
‫چرا اونو انتخاب کردی
‫وقتی میتونستی منو داشته باشی؟

27:50.680 --> 27:53.679
‫داری میگی اون نامه ها
‫مال آدرین بوده؟

27:53.680 --> 27:54.679
‫این قدر حسود بوده که...

27:54.680 --> 27:56.680
‫که به جزمین
‫و برادر خودش حمله کرده؟

28:05.680 --> 28:08.199
‫به خاطر نامه ها اومدید، نه؟

28:08.200 --> 28:10.680
‫آدرین، نسبت به جزمین
‫وسواس پیدا کرده بودی؟

28:11.680 --> 28:13.680
‫از همون لحظه ای که دیدمش
‫عاشقش شدم.

28:14.880 --> 28:17.679
‫تا قبل از اینکه برادرم وارد ماجرا بشه
‫خیلی با هم خوشحال بودیم.

28:17.680 --> 28:20.679
‫پس سعی کردی از شرش خلاص بشی؟

28:20.680 --> 28:22.679
‫معلومه که نه.

28:22.680 --> 28:24.680
‫یه مدتی خیلی ناراحت بودم.

28:25.680 --> 28:28.679
‫ولی ازش گذشتم. بخونش.

28:28.680 --> 28:30.680
‫یه کارت پستال از جزمینه.

28:31.880 --> 28:34.679
‫آدرین عزیز، خوشحالم که بالاخره
‫به این مرحله رسیدیم

28:34.680 --> 28:36.679
‫و میتونیم دوستای خوبی باشیم.

28:36.680 --> 28:38.679
‫خیلی برام مهمی. ج.

28:38.680 --> 28:40.679
‫و قبل از اینکه بپرسید،

28:40.680 --> 28:42.679
‫شب حمله توی یه مراسم گالری بودم.

28:42.680 --> 28:45.680
‫آدمای زیادی هستن
‫که میتونن تاییدش کنن.

28:47.200 --> 28:50.679
‫خب کسی رو میشناسی که
‫میخواسته به جزمین یا لوکاس آسیب بزنه؟

28:50.680 --> 28:51.680
‫واقعا نه.

28:52.680 --> 28:53.680
‫متاسفم.

29:02.680 --> 29:06.680
‫ببخش، جزمین.
‫فقط باید یه چیزی رو مطمئن بشم.

29:09.680 --> 29:10.680
‫میدونستم.

29:18.680 --> 29:20.679
‫اوه، جزمین.

29:20.680 --> 29:22.679
‫خوشحال نبودی، مگه نه؟

29:22.680 --> 29:25.360
‫و حالا میدونم چرا.

29:38.940 --> 29:40.940
‫"جزمین و لوکاس"
‫"تطابق مستقیم خانوادگی تأیید شد"

29:40.964 --> 29:42.964
‫" رابطه بیولوژیکی برقرار شد "

29:49.040 --> 29:51.679
‫- کدوم مرد؟
‫- مهم نیست کیه.

29:51.680 --> 29:53.679
‫و همه این کارا رو
‫پشت سر مامان کردی؟

29:53.680 --> 29:56.679
‫کانر، لطفا. بابات داره سعی میکنه
‫یه چیز خیلی سخت رو بهت بگه.

29:56.680 --> 29:57.679
‫خب من که از قبل میدونم، نه؟

29:57.680 --> 29:59.679
‫چون شنیدم سرش داد میزدید!

29:59.680 --> 30:01.680
‫میدونم، و متاسفم
‫که مجبور شدی این طوری بفهمی.

30:02.680 --> 30:04.680
‫اوه، کانر، لطفا برگرد.

30:07.200 --> 30:08.680
‫فقط یه دقیقه بهش وقت بدیم.

30:10.680 --> 30:12.679
‫روبی، چیزی...

30:12.680 --> 30:14.680
‫چیزی هست که بخوای بپرسی؟

30:18.680 --> 30:20.680
‫حالا قراره چی بشه؟

30:21.680 --> 30:23.359
‫من، اِم...

30:23.360 --> 30:24.680
‫راستش خودمونم نمیدونیم.

30:26.360 --> 30:28.680
‫فقط فکر کردیم وقتشه
‫راستش رو بگیم.

30:32.680 --> 30:34.680
‫میدونید، خیلی هم تعجب نکردم.

30:35.680 --> 30:37.679
‫دوستام میگن گی دارم خیلی خوبه.

30:37.680 --> 30:39.680
‫خب، از مال من که بهتره،
‫این که دیگه معلومه.

30:42.200 --> 30:43.680
‫اشکالی نداره، بابا.

30:45.040 --> 30:46.680
‫خوشحالم بهمون گفتی.

30:56.680 --> 30:57.680
‫بیا بغلم.

30:58.680 --> 31:00.679
‫برو ببین داداشت حالش خوبه یا نه،

31:00.680 --> 31:02.680
‫منم یه دقیقه دیگه میام بالا، باشه؟

31:24.680 --> 31:25.680
‫بازرس، بیا تو.

31:27.360 --> 31:30.679
‫اون لکه های عجیب روی عنبیه لوکاس رو
‫یادته که دیدم؟

31:30.680 --> 31:32.720
‫- نوروفیبروماتوز.
‫- بلند شو.

31:34.680 --> 31:39.679
‫یه بیماری عصبیه.
‫خیلی نادره و ارثیه.

31:39.680 --> 31:41.679
‫- نمیفهمم.
‫- فکر کنم من فهمیدم.

31:41.680 --> 31:44.679
‫اگه از اول چیزای درست رو
‫با هم مقایسه کرده بودم،

31:44.680 --> 31:48.680
‫زودتر متوجه میشدم،
‫مثلا DNA لوکاس و جزمین رو.

31:49.680 --> 31:51.360
‫تطابق مستقیم خانوادگی.

31:52.360 --> 31:53.679
‫فقط نامزد هم نبودن.

31:53.680 --> 31:55.679
‫خواهر و برادر بودن.

31:55.680 --> 31:57.679
‫خواهر و برادر ناتنی.

31:57.680 --> 31:59.680
‫و کریستین جرارد مادرشونه.

32:00.680 --> 32:03.679
‫پس کریستین دخترش رو
‫میده به یه خانواده دیگه.

32:03.680 --> 32:04.679
‫بعد با یه خانواده پولدار ازدواج میکنه.

32:04.680 --> 32:07.679
‫نمیتونه به شوهر جدیدش اعتراف کنه
‫که قبلا بچه داشته

32:07.680 --> 32:09.680
‫و عذاب وجدان از درون میخوردش.

32:10.680 --> 32:11.679
‫سال ها بعد پیداش میکنه،

32:11.680 --> 32:14.679
‫از موسسه ای که توش کار میکنه دعوت میکنه
‫از هتل استفاده کنن،

32:14.680 --> 32:18.679
‫به امید اینکه بهش نزدیک تر بشه،
‫ولی نمیتونه حقیقت رو بهش بگه.

32:18.680 --> 32:20.519
‫تنها چیزی که اصلا حسابش رو نکرده...

32:20.520 --> 32:22.039
‫کشش جنسی ژنتیکی.

32:22.040 --> 32:23.679
‫نه، نه، واقعا همچین چیزی وجود داره.

32:23.680 --> 32:25.679
‫کشش خیلی شدید
‫به خواهر یا برادر،

32:25.680 --> 32:28.679
‫مخصوصا اگه از بدو تولد جدا شده باشید
‫و بعد دوباره همدیگه رو نبینید

32:28.680 --> 32:29.679
‫تا وقتی بزرگسال بشید.

32:29.680 --> 32:31.679
‫دیگه کی توی خانواده میدونسته؟

32:31.680 --> 32:33.679
‫این خانواده تا جایی که بشه داغونه،

32:33.680 --> 32:35.679
‫واسه همین باورم نمیشه
‫فقط کریستین خبر داشته.

32:35.680 --> 32:38.719
‫جزمین. برای همین این قدر عذاب میکشیده.

32:38.720 --> 32:40.680
‫خودزنی، افسردگی.

32:42.360 --> 32:45.679
‫شاید تا وقتی نامزد نکردن
‫حقیقت رو نمیدونسته،

32:45.680 --> 32:47.679
‫برای همین هم ایمپلنت ضدبارداری گذاشته.

32:47.680 --> 32:49.679
‫بعد از لوکاس فاصله گرفته.

32:49.680 --> 32:52.680
‫خب، کی بهش گفته؟ و چرا
‫میخواسته از شرش خلاص بشه؟

33:08.680 --> 33:10.679
‫خانم جرارد، هیچ کس این حرفا رو نمیشنوه.

33:10.680 --> 33:12.879
‫ضبط هم نمیشه.
‫کاملا غیررسمیه.

33:12.880 --> 33:14.680
‫هیچ هشدار قانونی هم بهت داده نشده.

33:15.680 --> 33:16.680
‫باشه.

33:18.680 --> 33:21.680
‫میدونستی جزمین دخترته؟

33:30.680 --> 33:32.679
‫فقط میخواستم بیشتر بشناسمش.

33:32.680 --> 33:34.680
‫هیچ وقت فکر نمیکردم
‫کار به اینجا بکشه.

33:35.680 --> 33:37.679
‫خودش میدونست تو مادرشی؟

33:37.680 --> 33:39.679
‫تا جایی که میدونم، نه.

33:39.680 --> 33:41.680
‫هیچ وقت نه به اون گفتم، نه به لوکاس.

33:43.680 --> 33:45.199
‫فقط نمیدونستم چیکار کنم

33:45.200 --> 33:48.679
‫وقتی بین اون دوتا
‫یه چیزایی شروع شد.

33:48.680 --> 33:50.039
‫شوهرت چی؟ اون میدونه؟

33:50.040 --> 33:52.679
‫نه. هیچی نمیدونه،
‫و شما هم نباید بهش بگید.

33:52.680 --> 33:54.040
‫فهمیدید؟

33:55.680 --> 33:56.680
‫نابودش میکنه.

33:57.680 --> 34:00.680
‫خواهش میکنم، التماستون میکنم.

34:02.680 --> 34:05.679
‫میدونم فکر میکنید
‫خانواده مون به هم ریخته هست،

34:05.680 --> 34:07.040
‫ولی کدوم خانواده نیست؟

34:09.680 --> 34:12.199
‫آرت میتونه یه احمق متظاهر باشه،

34:12.200 --> 34:15.880
‫ولی قلب خوبی داره،
‫پسرهام هم همین طورن.

34:17.680 --> 34:20.680
‫تقصیر منه که این اتفاق افتاد...

34:21.680 --> 34:25.680
‫...و تا آخر عمر
‫عذاب وجدانش باهامه.

34:36.720 --> 34:39.134
‫داشتم شرکت های DNA
‫تبارشناسی رو میگشتم

34:39.158 --> 34:40.679
‫که یه ارتباط پیدا کنم.

34:40.680 --> 34:43.679
‫یکیشون، انستریکس،
‫یه درخواست پروفایل دریافت کرده

34:43.680 --> 34:45.679
‫از آرت جرارد، پدر لوکاس.

34:45.680 --> 34:47.680
‫ممنون، روهان.

34:52.680 --> 34:57.679
‫آقای جرارد، شما به شرکتی به اسم انستریکس

34:57.680 --> 34:58.679
‫چند ماه پیش یه مبلغی پرداخت کردید.

34:58.680 --> 35:00.680
‫اون بابت چی بود؟

35:02.680 --> 35:05.679
‫خب، حالا که فکر میکنید
‫این قدر باهوشید، خودتون بگید.

35:05.680 --> 35:08.680
‫فکر میکنم برای چیزی که فهمیده بودید
‫دنبال مدرک میگشتید.

35:11.680 --> 35:15.680
‫اینکه جزمین دختر همسرتون
‫و خواهر ناتنی لوکاسه.

35:18.040 --> 35:19.680
‫چطوری فهمیدید؟

35:21.680 --> 35:22.680
‫آقای جرارد؟

35:23.720 --> 35:26.679
‫یه مدتی بود شک کرده بودم.

35:26.680 --> 35:32.039
‫خیلی شبیه هم بودن،
‫هم توی رفتار، هم توی اخلاق.

35:32.040 --> 35:34.679
‫و خیلی از این ناراحت بودی
‫که با هم وارد رابطه شدن،

35:34.680 --> 35:37.680
‫با اینکه خودت جزمین رو
‫خیلی دوست داشتی.

35:38.680 --> 35:40.680
‫فهمیدم باید حقیقت رو بدونم.

35:42.680 --> 35:45.680
‫به ایمیل های حذف شده
‫جزمین دسترسی پیدا کردیم.

35:48.680 --> 35:51.679
‫به جزمین ایمیل زده بودید
‫و بهش پیشنهاد پول داده بودید.

35:51.680 --> 35:54.680
‫ردتون کرد، بعد تهدیدش کردید. درسته؟

35:56.040 --> 35:57.519
‫آرت!

35:57.520 --> 35:59.359
‫این کار رو نکردی، نه؟

35:59.360 --> 36:01.519
‫خب، تو آوردیش توی خانواده ما.

36:01.520 --> 36:03.879
‫- فکر میکردی چی میشه؟
‫- فقط میخواستم کمکش کنم.

36:03.880 --> 36:05.679
‫سال ها پیش میتونستی بهم بگی.

36:05.680 --> 36:07.359
‫هیچ وقت قبولش نمیکردی.

36:07.360 --> 36:08.679
‫ببین چه گندی زدی.

36:08.680 --> 36:11.679
‫من گند زدم؟ تو ترسوندیش
‫و تحت فشارش گذاشتی.

36:11.680 --> 36:13.679
‫درسته، همین کار رو کردید، آقای جرارد.

36:13.680 --> 36:15.679
‫ولی گوش نکرد، مگه نه؟

36:15.680 --> 36:17.679
‫پس تصمیم گرفتید خودتون
‫دست به کار بشید؟

36:17.680 --> 36:22.679
‫خیلی پررویید که منو متهم میکنید
‫به پسر خودم حمله کردم.

36:22.680 --> 36:24.679
‫شما هیچی نمیدونید.

36:24.680 --> 36:26.360
‫از هتل من برید بیرون. گم شید بیرون!

36:28.720 --> 36:30.719
‫حق با اونه. هیچی نداریم.

36:30.720 --> 36:32.719
‫نه مدرک آزمایشگاهی، نه DNA.

36:32.720 --> 36:35.679
‫ردیابی گوشی نشون میده موقع قتل
‫کیلومترها دورتر بوده.

36:35.680 --> 36:39.679
‫داریم به هر چیزی چنگ میزنیم.
‫این پرونده داره دیوونم میکنه.

36:40.680 --> 36:42.680
‫اوه، خدا. این دیگه چی میخواد؟

36:44.680 --> 36:47.680
‫- بله؟
‫- شکسپیرت چطوره، بازرس؟

36:48.680 --> 36:52.680
‫میشه فقط یه بار
‫یه سوال معمولی بپرسی؟ فقط یه بار؟

36:53.680 --> 36:55.680
‫بیا استخر. یه نظریه کوچیک دارم
‫امتحانش کنیم.

37:00.680 --> 37:02.359
‫باشه. تو برگرد...

37:02.360 --> 37:04.679
‫- آره میدونم، من میرم چپ.
‫- درسته.

37:04.680 --> 37:08.680
‫چرا هیچ DNA ای از قاتل
‫توی صحنه جرم پیدا نکردیم؟

37:09.680 --> 37:13.039
‫وقتی جواب رو پیدا نمیکنیم،
‫همیشه برمیگردیم سراغ جسد.

37:13.040 --> 37:16.679
‫ولی این بار،
‫نه جسد مُرده، یه آدم زنده.

37:16.680 --> 37:18.679
‫زودتر برو سر اصل مطلب قبل از اینکه بکشمت.

37:18.680 --> 37:20.679
‫تو چی بهم گفتی؟

37:20.680 --> 37:24.679
‫پدره، آرت، سعی کرد
‫جزمین رو راضی کنه لوکاس رو ول کنه،

37:24.680 --> 37:25.679
‫ولی جزمین قبول نکرد.

37:25.680 --> 37:26.679
‫عاشق هم بودن.

37:26.680 --> 37:29.679
‫پس وقتی اون جواب نداد،
‫فکر کنم حقیقت رو به لوکاس گفت،

37:29.680 --> 37:32.679
‫ولی قدرت احساسی که
‫به هم داشتن رو دست کم گرفت.

37:32.680 --> 37:34.679
‫دو عاشق بداقبال
‫توی یه رابطه ممنوعه.

37:34.680 --> 37:37.680
‫- چیو یادت میندازه؟
‫- رومئو و ژولیت.

37:38.680 --> 37:40.679
‫و چطوری مُردن؟

37:40.680 --> 37:42.680
‫خب، خودشون رو کشتن.

37:43.680 --> 37:45.679
‫- میخوای نظریه مون رو بگیم؟
‫- حتما.

37:45.680 --> 37:47.411
‫لوکاس از فهمیدن
‫اینکه خودش و جزمین

37:47.435 --> 37:49.679
‫هیچ وقت نمیتونن با هم باشن
‫ضربه خورده بود.

37:50.720 --> 37:54.679
‫پس جزمین رو قانع میکنه که
‫باید با هم به زندگیشون پایان بدن.

37:54.680 --> 37:56.679
‫میدونیم جزمین
‫از نظر روحی آسیب پذیر بوده

37:56.680 --> 37:59.680
‫و شاید اولش هم
‫نسبت به این ایده پذیراتر بوده.

38:00.680 --> 38:03.679
‫سعی کردن با خوردن دوز بالای
‫قرص خواب قوی خودکشی کنن.

38:03.680 --> 38:05.679
‫جزمین دوتا خورد،
‫بعد پشیمون شد.

38:05.680 --> 38:07.359
‫با هم دعواشون میشه
‫و کار به درگیری میکشه،

38:07.360 --> 38:10.680
‫و جزمین میدوه توی باغ،
‫شاید که قرص ها رو بالا بیاره.

38:12.200 --> 38:13.679
‫لوکاس که مصممه کار رو تموم کنه،

38:13.680 --> 38:15.679
‫نزدیک ترین جسم سنگینی
‫که دستش میرسه برمیداره

38:15.680 --> 38:18.040
‫و محکم میزنه
‫توی سر جزمین.

38:22.680 --> 38:25.679
‫بعد یه چاقو برمیداره
‫و سعی میکنه خودش رو بزنه،

38:25.680 --> 38:28.679
‫ولی انجام دادنش روی خودت
‫خیلی سخته.

38:28.680 --> 38:31.719
‫مگه اینکه یه برتری
‫واضح داشته باشی، مثل لوکاس.

38:31.720 --> 38:34.679
‫تونستیم پرونده پزشکی لوکاس رو پیدا کنیم

38:34.680 --> 38:36.519
‫که نشون میده بیش حرکتی مفصل داره.

38:36.520 --> 38:39.679
‫ببین. میتونسته
‫مچش رو به سمت عقب بچرخونه

38:39.680 --> 38:42.679
‫و با نیروی کافی چاقو رو
‫توی بدن خودش فرو کنه.

38:42.680 --> 38:46.680
‫توی صحنه جرم DNA ای نبود
‫چون اصلا مهاجمی وجود نداشت.

38:48.680 --> 38:49.680
‫کار لوکاس بود.

38:51.200 --> 38:54.520
‫و برای همینه که نمیتونه
‫زندگی بدون اون رو تحمل کنه...

38:55.680 --> 38:59.680
‫...چون میخواسته با اون بمیره.

39:02.680 --> 39:04.679
‫نظریه جالبیه.

39:04.680 --> 39:06.679
‫فکر کنم میبینی که
‫تنها توضیح ممکن همینه،

39:06.680 --> 39:08.679
‫و بابتش میتونی از
‫تیم فوق العاده من تشکر کنی.

39:08.680 --> 39:10.679
‫گفتی برگشته بود صحنه جرم.

39:10.680 --> 39:12.680
‫مثل خیلی از قاتل ها.

39:14.680 --> 39:15.680
‫بریم ببینیم، موافقی؟

39:18.680 --> 39:20.520
‫صورت خندون گرفتم؟

39:26.680 --> 39:27.680
‫برادرت کجاست؟

39:33.040 --> 39:34.680
‫فکر میکنید دارید چیکار میکنید؟

39:36.680 --> 39:39.520
‫نمیتونید همین طوری بیاید تو.
‫دارید چیکار میکنید؟

39:40.680 --> 39:42.199
‫مامورا؟

39:42.200 --> 39:43.679
‫لوکاس جرارد،

39:43.680 --> 39:46.679
‫به ظن قتل جزمین تیلور
‫بازداشتت میکنم.

39:46.680 --> 39:48.679
‫لازم نیست چیزی بگی،
‫ولی اگه موقع بازجویی چیزی رو نگی

39:48.680 --> 39:50.359
‫که بعدا بخوای توی دفاعت
‫بهش استناد کنی،

39:50.360 --> 39:51.679
‫ممکنه بعدا توی دادگاه
‫به ضرر دفاعت تموم بشه.

39:51.680 --> 39:53.680
‫هر چیزی هم که بگی
‫ممکنه به عنوان مدرک استفاده بشه.

40:05.520 --> 40:07.679
‫- بله، بازرس؟
‫- وینتر.

40:07.680 --> 40:11.039
‫فقط خواستم خبرت کنم که
‫لوکاس به همه چی اعتراف کرد.

40:11.040 --> 40:12.679
‫حق با تو بود.

40:12.680 --> 40:14.679
‫ممنون. از تو و تیمت.

40:14.680 --> 40:16.680
‫ممنون که خبرم کردی.

40:18.680 --> 40:20.680
‫دمت گرم، ایتن.

40:25.680 --> 40:27.679
‫نه، اینجا نه. نمیتونم اینجا ببینمت.

40:27.680 --> 40:30.680
‫عزیزم، قبلا درباره این حرف زدیم.

40:31.680 --> 40:33.679
‫من ساخته ذهن توام.
‫دست من نیست.

40:33.680 --> 40:37.679
‫پس چرا حس میکنم
‫انگار دست توئه؟

40:37.680 --> 40:40.679
‫اول اداره پلیس و سینما.

40:40.680 --> 40:41.680
‫حالا هم اینجا؟

40:43.680 --> 40:44.679
‫چه بلایی داره سرم میاد؟

40:44.680 --> 40:47.679
‫اینجام که یه کم بیشتر
‫هلت بدم جلو.

40:47.680 --> 40:50.679
‫- درباره چی؟
‫- درباره اتفاقی که برای من افتاد.

40:50.680 --> 40:51.680
‫نمیخوام اینجا باشی.

40:55.680 --> 40:58.680
‫پس فقط دیگه باهام حرف نزن
‫و ادامه بده.

41:00.680 --> 41:01.680
‫نمیتونم.

41:04.360 --> 41:07.040
‫نمیتونم چون هنوز اینجایی.

41:13.200 --> 41:15.680
‫ولی این داره جلوت رو میگیره
‫که زندگی کنی.

41:17.680 --> 41:18.680
‫خودت رو ببین.

41:20.680 --> 41:22.680
‫یه پوسته خالی از یه آدم شدی.

41:23.680 --> 41:27.360
‫با یه زن خوشگل مثل مایا آشنا میشی
‫و راهش نمیدی توی زندگیت.

41:31.680 --> 41:33.040
‫فقط از من بگذر، باشه؟

41:36.680 --> 41:37.680
‫باشه.

41:39.680 --> 41:40.680
‫سعی میکنم.

41:59.680 --> 42:02.680
‫سلام. شام زیاد طول نمیکشه.

42:06.720 --> 42:08.520
‫باشه.

42:50.680 --> 42:51.679
‫لورن؟

43:24.680 --> 43:25.679
‫اوه، سلام.

43:25.680 --> 43:26.680
‫سلام.

43:28.680 --> 43:29.680
‫چی شده؟

43:30.680 --> 43:34.360
‫- من...
‫- بیا تو.

43:35.680 --> 43:37.039
‫برو داخل.

43:37.040 --> 43:41.679
‫دیگه نمیتونم خونه باشم.
‫واقعا نمیتونم.

43:45.680 --> 43:48.679
‫یه نوشیدنی برات بیارم؟
‫ویسکی دوست داری، درسته؟

43:48.680 --> 43:50.679
‫آره. زیاد بریز.

43:50.680 --> 43:53.679
‫- یخ؟
‫- بدون یخ.

43:53.680 --> 43:55.679
‫- خودت نمیخوری؟
‫- اِ... من نمیخورم.

43:55.680 --> 43:58.679
‫اوه، یه مشکلی باهاش داشتی؟

43:58.680 --> 43:59.679
‫ببخشید.

43:59.680 --> 44:00.679
‫نه، اشکالی نداره. مشکلی نبوده.

44:00.680 --> 44:03.679
‫فقط شبی که سیمون کشته شد
‫خیلی مست بودم،

44:03.680 --> 44:05.679
‫و فکر کنم همیشه
‫الکل رو با اون شب ربط میدم.

44:05.680 --> 44:08.879
‫تازه هر روزم میبینم با بدن آدم
‫چه کار میکنه. ببخشید.

44:08.880 --> 44:10.679
‫نمیخوام از خوردنش منصرفت کنم.

44:10.680 --> 44:12.360
‫- به نظر میاد الان بهش احتیاج داری.
‫- آره.

44:23.680 --> 44:25.200
‫بهتری؟

44:27.360 --> 44:30.680
‫آره. فقط دیگه از اینکه
‫بهم دروغ بگن خسته شدم.

44:31.680 --> 44:35.679
‫حس میکنم تو تنها کسی هستی
‫که واقعا باهام صادقه.

44:35.680 --> 44:37.520
‫اوه، لطفا اینو نگو، لورن.

44:38.680 --> 44:39.680
‫چرا؟

44:41.680 --> 44:43.519
‫چون منم درباره یه چیزی
‫بهت دروغ گفتم.

44:43.520 --> 44:45.679
‫از درون داره میخورتم
‫و قراره عصبانی بشی.

44:45.680 --> 44:48.360
‫خب از قبل نتیجه نگیر. بگو.

44:51.360 --> 44:54.679
‫گزارش خودکشی رزمری لاکهارت رو
‫دستکاری کردم

44:54.680 --> 44:57.679
‫که این طور به نظر بیاد خودش
‫علامت مثلث رو روی شستش کنده.

44:57.680 --> 44:59.173
‫- چی؟!
‫- فقط لازم داشتم

44:59.197 --> 45:00.879
‫برای تحقیق یه کم وقت بخرم.

45:00.880 --> 45:03.679
‫توی تمام دوران کاریم
‫هیچ وقت همچین کاری نکرده بودم،

45:03.680 --> 45:06.359
‫- و واقعا از خودم خجالت میکشم.
‫- باید هم بکشی.

45:06.360 --> 45:08.039
‫تا جایی که یادمه
‫تو هم از امکانات پلیس استفاده کردی

45:08.040 --> 45:09.679
‫که شوهرت رو ردیابی کنی!

45:09.680 --> 45:12.679
‫اون اصلا مثل جعل علت مرگ
‫برای یه خانواده عزادار نیست.

45:12.680 --> 45:14.359
‫من که علت مرگ رو عوض نکردم.

45:14.360 --> 45:17.520
‫- تازه الان اینو بهم میگی؟
‫- چون لازم بود بدونم میتونم بهت اعتماد کنم.

45:18.680 --> 45:21.680
‫و حالا من... امیدوارم بتونم.

45:28.680 --> 45:30.199
‫سلام.

45:30.200 --> 45:31.720
‫مایا.

45:34.200 --> 45:37.679
‫ببخشید، بازم بد موقع اومدم؟

45:37.680 --> 45:40.679
‫نه، نه، اِم... قضیه اون نیست. من...

45:40.680 --> 45:42.680
‫فقط پیش بازرس بودم...

45:43.680 --> 45:46.519
‫لورن. قبلا همدیگه رو دیدید.

45:46.520 --> 45:47.680
‫آره، یادمه.

45:49.680 --> 45:52.680
‫خب... بعدا میبینمت.

45:53.720 --> 45:55.680
‫مایا.

46:03.680 --> 46:04.680
‫واقعا متاسفم.

46:06.680 --> 46:08.680
‫لازم نیست عذرخواهی کنی.

46:17.680 --> 46:20.680
‫دوست داری امشب اینجا بمونی؟

46:21.680 --> 46:41.680
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
